موجب زوال دين مىشود ، بعبارت ديگر آنكه اسلام و دين مركب ارتباطى است اگر يك جزئش يا شروطش از بين برود تمامش از بين رفته
وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ
بقره آيه آخر .
[ سوره يونس ( 10 ) : آيه 96 ]
إِنَّ الَّذِينَ حَقَّتْ عَلَيْهِمْ كَلِمَتُ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ ( 96 )
محققا كسانى كه ثابت شد و محقق شد بر آنها كلمه پروردگار تو ايمان نخواهند آورد .
مراد از كلمه رب يا خبر دادن خداوند است يا قساوت قلب و سياهى دل و عناد و عصبيت كه در آنها هست يا ختم قلوب آنها و آذان و اعين آنها كه به كلى از قابليت افتادهاند و اين معنى نيست كه قدرت بر ايمان ندارند تا سلب تكليف از آنها بشود بلكه ايمان نميآورند ، ممكن است كسى عملى را انجام ندهد بلكه عادة محال باشد و لكن سلب اختيار از او نشود و قدرت بر فعل داشته باشد مثل معصومين كه محال است از آنها معصيت صادر شود ولى قدرت بر آن دارند ، و خداوند محال است از او فعل قبيح و لغو صادر شود لكن قدرتش كوتاه نيست لذا ميفرمايد
إِنَّ الَّذِينَ حَقَّتْ عَلَيْهِمْ كَلِمَتُ رَبِّكَ
مراد كفار مشركين و يهود عنود و ساير طبقات كفار كه از روى عناد و عصبيت و قساوت قلوب و سياهى دلها و كبر و نخوت و امثال اينها خود را از قابليت هدايت انداخته و منغمر در تقليد آباء خود شدهاند كه ديگر موعظه به آنها اثر نميكند ، معجزه را سحر ، انبياء را ساحر و كذّاب مىپندارند و در اين صورت مورد غضب الهى شدند سلب توفيق از آنها شده ، ختم قلوب آنها را فرموده البته در اين صورت
لا يُؤْمِنُونَ
مكرر گفته شده كه افعال الهى و افاضات ربّانى يكى از شرائط مهمه آن قابليت محل است و نيز آنچه خير به انسان ميرسد از جانب پروردگار است كه بزرگترين خيرات