و آثارى در آنها قرار داده و چه ريزهكارى در آنها فرموده
وَ أَنْ عَسى أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ
انسان بمرگ نزديك است ، از امير المؤمنين عليه السّلام پرسيدند نزديك چيست و نزديكتر چيست گفتند فرمود هر آيندهاى نزديك است و مرگ از همه آنها نزديكتر است ، حتى گفتند از پرده پياز بپياز نزديكتر است يك نفس است بيرون آمد برنميگردد ، داخل مىشود بيرون نميآيد و تعبير بعسى ان يكون براى اينست كه عسى استعمال مىشود در موردى كه رجاء واثق باشد مثل قول زن فرعون كه گفت
وَ قالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَ لَكَ لا تَقْتُلُوهُ عَسى أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً
قصص آيه 8 ، و قول عزيز مصر كه بزنش گفت
أَكْرِمِي مَثْواهُ عَسى أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً
يوسف آيه 21 ، و اقتراب با قرب تفاوت دارد بمعنى طلب قرب است مثل اكتساب اشاره به اينكه آثار و اسباب موت فراهم شود مثل مرض و ضعف قوى و كبر سن كه انسان را نزديك بمرگ مىكند كه در اين موارد بايد بيشتر كوشش كرد در عبادت و تدارك فوائت و توبه و استغفار و تهيّأ از براى موت چنانچه حضرت مجتبى [ ع ] بجناده فرمود ( استعدّ لسفرك و حصّل زادك قبل حلول اجلك )
فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ
حديث بيان اموريست كه سابقه نداشته باشد لذا اخبار صادره از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و ائمه اطهار [ ع ] را احاديث گفتند چون قبل از بيان آنها كسى خبر نداشت و نميدانست و به اين مناسبت قرآن را حديث گفتند چون اين بيانات قرآن را قبل از نزول كسى نميدانست
تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا
هود آيه 51
ما كانَ حَدِيثاً يُفْتَرى
يوسف آيه 111 ، يعنى بهتر از قرآن و بيانات آن كجا پيدا ميكنيد كه به او ايمان بياوريد بلى مزخرفات و تناقضات و كفريات كه در بيان باب و ايقان بها است بهائيها بهتر از قرآن ميشمارند و همين آيه دليل بر ردّ آنها است كه ديگر بعد از قرآن