تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤

[ سوره يونس ( 10 ) : آيه 36 ]

وَ ما يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِما يَفْعَلُونَ ( 36 ) و متابعت نميكنند اكثر اين كفار و مشركين مگر ظن و گمان را و محققا ظن انسان را بىنياز نميكند از حق به مقدار خردلى كه بايد دست آورد محققا خدا عالم است به آنچه ميكنند .
وَ ما يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا
از براى انسان نسبت بوجود و عدم شيئى حالاتى است علم ، ظن ، شك ، جهل ، وهم ، اگر يقين بوجود شيئى داشته باشد و واقعا وجود دارد علم است و اگر واقعا وجود ندارد جهل مركب است از دو جهل جاهل بواقع است و جاهل بجهل خود ، و اگر احتمال خلاف واقع را هم ميدهد اگر ترجيح در يك طرف احتمال باشد ظن است و آن طرف مرجوح وهم است و اگر ترجيح در هيچ طرفى نباشد شك است و ظن در باب عقائد اصلا اعتبار ندارد زيرا علم و يقين و قطع لازم دارد بخصوص ظنونى كه منشأ آن فاسد باشد مثل تقليد سابقين و آباء و اجداد ، و اما ظن در فروع اگر دليل قطعى بر اعتبارش باشد حجة است مثل ظنون اجتهاديه كه از ظواهر آيات و اخبار معتبره و امثال آنها بدست ميآيد بعد از فحص تام و اما اگر مدرك يقينى ندارد با شك و وهم در يك درجه است و ظنون مشركين داراى سه عيب است : اولا در عقائد و اصول دين بالاخص توحيد خردلى اعتبار ندارد ، و ثانيا مدرك و منشأ آن فاسد و عاطل است كه تقليد آباء و اهل ازمنه قبل است
خلق را تقليدشان بر باد داد * اى دو صد لعنت بر اين تقليد باد
و ثالثا ادله قطعيه و براهين عقليه و حسّيه و معجزات رسل بلكه مسئله توحيد از بديهيات اوليه است بر خلاف اين ظنون قائم است .
إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً
مثلا اگر كسى احتمال و ظن بنبودن