لذا عالم را حادث و مسبوق بعدم ميدانند و آيات و اخبار در اين باب فوق حدّ احصاء است لذا ميفرمايد در اين شركاء شما كسى هست قدرت داشته باشد معدومى را موجود كند
ثُمَّ يُعِيدُهُ
پس از آن همين موجود را معدوم نمايد ، البته اين سؤال جواب ندارد زيرا چيزى كه خود معدوم بوده و موجود شده كجا همچه قدرتى دارد
( ذات نايافته از هستى بخش * كى تواند كه شود هستى بخش )
لذا ميفرمايد
قُلِ اللَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ
چون هستى ذاتى حق است و تمام هستيها از او هست شده .
اى همه هستى ز تو پيدا شده * خاك ضعيف از تو توانا شده
زير نشيند همه كائنات * ما به تو قائم چو تو قائم بذات
فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ
افك بمعنى انقلاب است يعنى وارونه شدن و به اين معنى است
وَ الْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوى
نجم آيه 54 كه شهر قوم لوط كنده شد و ببال جبرئيل بالا رفت و منقلب گرديد و ساقط شد بر زمين و المؤتفكات توبه آيه 71 كه هفت شهر قوم لوط است و به همين معنا است فرمايش امير المؤمنين باهل بصره در جنگ جمل
( يا اهل البصرة يا اهل المؤتفكة يا جند المرأة و اتباع البهيمة الى آخر الخطبه )
كه مفصل است و مفادش اينست كه بصره دو مرتبه زير آب رفته و يك مرتبه ديگر هم در دوره رجعت ميرود و منقلب مىشود ، و مراد از جند المرأة لشگر عايشه است ، و اتباع بهيمه ناقه او است و بمعنى دروغ بستن است كه تهمت و افتراء ميگويند و به اين معنى است آيه شريفه
إِنَّ الَّذِينَ جاؤُ بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ
الآيات نور آيه 12 ، راجع بافك عايشه بماريه قبطيه كه شرح آن مفصلا گذشت و اختلاف عامه و خاصه در تفسير اين آيات و اخبار وارده در اين باب و اين معنى هم مناسب با معنى اول است زيرا امرى را بر خلاف حق و واقع نشان ميدهد و ميگويد :