بعضى گفتند مراد مؤمن از كافر و كافر از مؤمن ، و لكن ظاهر به نظر اينست كه مراد اخراج اشياء حيه است از نباتات و حيوانات و انسان از تراب و خاك كه جماد صرف است بقرينة قوله تعالى
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ
الاية حج آيه 5 ، پس از آن برميگرديد به همان خاك كه از شما حيوانات زنده خاك مىشود بقرينه قوله تعالى
أَ يَعِدُكُمْ أَنَّكُمْ إِذا مِتُّمْ وَ كُنْتُمْ تُراباً وَ عِظاماً أَنَّكُمْ مُخْرَجُونَ
مؤمنون آيه 27 .
وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ
تدبير امور بر وفق نظام جملى عالم گفتند افلاطون از شاگردان خود پرسيد كه اگر نظام عالم بدست شما بود چه ميكرديد تا نوبت رسيد به خود افلاطون گفت تمام اينها اشتباه است اگر نظامى بهتر از اين نظام فعلى بود خداوند آن نحو تدبير مينمود .
جهان چون چشم و خال و خطّ ابرو است * كه هر چيزى بجاى خويش نيكو است
فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ
اعتراف مىكند كه تمام اين امور بيد قدرت خدا است و احدى قدرت ندارد
فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ
پس از اين اعتراف چرا از مخالفت او پرهيز نميكنيد .
[ سوره يونس ( 10 ) : آيه 32 ]
فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ ( 32 )
پس اينست بر شما خداوند عالم پروردگار شما حقا و واقعا پس نيست چيزى بعد از حق مگر ضلالت و گمراهى آيا پس از اين بيان پس چرا رو برميگردانيد فذلكم خطاب بمشركين است بعد از اعتراف به اينكه امور مذكوره در آيه قبل بدست قدرت الهى است و از قدرت غير او خارج پس اين
اللَّهُ رَبُّكُمُ
مربى شما و پرورشدهنده شما است الحقّ ربّ حقيقى و واقعى او است بايد او را عبادت كرد و غير او هر چه و هر كه باشد باطل است
ذلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ