تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
است چنانچه مكرر تذكر داده‌ايم پس از ملاحظه سه آيه از آيات شريفه قرآن جواب اشكال به كلى داده مىشود و احتياج بتمحلات نداريم . اول - قوله تعالى
فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ
كه خداوند اختيار اذن به آن حضرت داده طبق اراده و مشيت آن حضرت . دوم - قوله تعالى
وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ
همين سوره آيه 61 كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از آن فرط حيائى كه داشت هر كس ميآمد خدمتش عرضى ميكرد حضرت تكذيب او نميكرد و لو دو نفر بر ضد يكديگر اظهارى كنند حتى گفتند هو اذن يعنى بكلمات و اقوال هر كسى گوش ميدهد و قبول مىكند به آنها بفرما كه اين اذن براى مؤمنين خير است ، و نكته مهمه در اين آيه اينست كه در ايمان به خدا متعدى بباء فرموده و در ايمان بمؤمنين متعدى بلام كه در واقع تصديق قلبى نميكرد فقط قبول ظاهرى . سوم - قوله تعالى
وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً
پس از اين مىگوييم حضرت همين نحوى كه اظهار منافقين اسلام را ميپذيرفت با اينكه ميدانست نفاق آنها را تا مادامى كه نفاق خود را ظاهر نكرده باشند ، همين نحو كسانى كه ميآمدند و دعوى عذرى ميكردند براى خروج جهاد كه متمكن از خروج نيستيم و استطاعت نداريم حضرت ميپذيرفت با اينكه ميدانست كه دروغ ميگويند از آن فرط حيائى كه داشت و از آن طرف اجازه اذن هم داشت خداوند در اين آيه ميخواهد نفاق اينها را ظاهر كند كه راه عذرى براى پيغمبرش باز كند كه خداوند فرمود من تا تبيّن نكنم و صدق و كذب شما ظاهر نشود نبايد اذن دهم و كلمه
عَفَا اللَّهُ عَنْكَ
معنايش اينست كه مؤاخذه نميكنم كه
لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ
چون اختيار داشتى و مأمور بقبول بودى لكن براى اينكه راه عذرى براى