نقض كردند و اين آيه راجع به كسانى كه آيات الهى را بثمن قليل فروختند لكن هر دو وجه تمام نيست ، اما تأكيد خلاف اصل است و اما وجه دوم ظاهرا هر دو دسته يكى هستند داراى اين دو صفت نه دو دسته باشند .
و آنچه به نظر ميرسد آنكه آيه قبل راجع بمعاهده بود كه با پيغمبر [ ص ] و مؤمنين بسته بودند بقرينه كلمه فيكم ، و اين آيه راجع بمعاهده با يك نفر از مؤمنين است بقرينه فى مؤمن چون اگر مشركى در پناه يك مسلمى درآيد محفوظ ميماند ما دامى كه بعهد خود باقيست و اگر نقض كرد جان و مالش مهدور است ، و سرّ اينكه مراعات قسم و عهد خود را نميكنند براى اينست كه
وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ
زيرا شرك و كفر و معصيت هم حدى دارد چنانچه كليه صفات خبيثه هم محدود است و لكن اينها از حد شرك و كفر هم تجاوز كردند چنانچه حضرت ابا عبد اللَّه عليه السّلام باهل كوفه موقعى كه حمله بخيام حرم نمودند فرمود
( ان لم يكن لكم دين فكونوا احرارا فى دنياكم )
چنانچه امروز هم اهل طغيان در ظلم و بى حيائى و ساز و آواز و فسق و فجور از حد گذرانيدهاند حتى لا مذهب هاى دنيا به اين اندازه بىحيا و بىباك نيستند آيا بعد از اين بكجا بكشد خذلهم اللَّه .
[ سوره التوبة ( 9 ) : آيه 11 ]
فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ وَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ( 11 )
پس اگر از شرك و كفر توبه كردند و بشرف اسلام مشرف شدند و بوظائف دين از اقامه صلوة و ايتاء زكات عمل كردند پس برادر دينى شما هستند و خداوند آيات خود را تفصيل ميدهد و بيان ميفرمايد براى قومى كه دانشمند هستند .
فَإِنْ تابُوا
در معناى توبه بمعنى بازگشت يعنى از عمل سابق دست بردارند و بر خلاف آن عمل كنند توبه از معاصى ترك گناه و فعل طاعت است ، توبه از شرك