از روى عناد و عصبيت و كبر و حسد و امثال اينها از منع تشرف مسلمين در مسجد الحرام بلكه از اعمال حج و تشرف به مكه بدعوى اينكه شما مسلمين قابليت دخول در مسجد الحرام كه مركز بتها و خدايان ما است نداريد لذا ميفرمايد
وَ هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ
بتوهم اينكه مسجد الحرام خصيصه آنها است و حال آنكه
وَ ما كانُوا أَوْلِياءَهُ
آنها قابليت دخول ندارند و نجسند و بايد نزديك مسجد نشوند
إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ
الاية توبه آيه 38
إِنْ أَوْلِياؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ
مراتب تقوى در اول سوره بقره بيان شده كه اولين مراتب تقوى ايمان است كه تقواى از عقائد باطله و مذاهب مختلفه باشد كه مؤمن حق دخول در مسجد الحرام دارد و سزاوار تشرف در او هستند حتى اهل تسنن و لو بر حسب ظاهر اسلام پاك هستند ولى در باطن بخصوص نواصب كه انجس از كلب هستند كه آنها بر حسب ظاهر هم نجس هستند مثل غلات و خوارج و منكر ضرورى و مبدع در دين و مرتدّين .
[ سوره الأنفال ( 8 ) : آيه 35 ]
وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلاَّ مُكاءً وَ تَصْدِيَةً فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ ( 35 )
و نبود صلوة اين كفار و مشركين نزد كعبه معظمه مگر صفير و سوت زدن و تصفيق كف بر كف زدن پس بچشيد اى مشركين عذاب را بسبب آنچه كه بوديد كافر ميشديد
وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ
صلوة يا بمعنى لغويست بمعنى دعاء خير چنانچه در ذكر شريف صلوات است يا بمعنى عبادت است عند البيت يعنى اطراف كعبه كه مطاف مسلمين است الّا مكاء كه معنى صفير است چنانچه معمول پاسبانان و شبگردان است و تصدية كه معنى تصفيق است كه كف بر كف زدن است