زمر آيه 43 ، و تارة بملك الموت داده
قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ
سجده آيه 11 ، و در اين آيه نسبت بملائكه داده و تمام مفادا يكى است تا مشيئة الهيه تعلق نگيرد ملك الموت قدرت ندارد و تا امريه ملك الموت نرسد ملائكه كوچكترين اقدامى نميكنند و به مجرد مشيئة حق امريه ملك الموت ميرسد و ملائكه قبض ميكنند و استناد بهرسه درست است ، و از اين آيه استفاده مىشود كه اولا موت ميرسد سپس ملائكه قبض روح ميكنند نه اينكه بقبض روح موت حاصل شود و لذا اطلاق توفّى بر هر سه صحيح است ولى اماته اختصاص به حق دارد
يُحْيِي وَ يُمِيتُ
در هفت موضع قرآن .
وَ هُمْ لا يُفَرِّطُونَ
تفريط بمعنى كوتاهى است مقابل افراط كه بمعنى زيادهرويست يعنى كوتاهى نميكنند و مسامحه بردار نيست و يك چشم بهمزدن مهلت نيست
فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ
اعراف آيه 32 .
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 62 ]
ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ أَلا لَهُ الْحُكْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبِينَ ( 62 )
پس ملائكه قابض ارواح ردّ ميكنند آنها را بسوى خداوند مولا و صاحب اختيار آنها كه حق تبارك و تعالى باشد آگاه باشيد كه از براى او تبارك و تعالى حكم است و او سريعترين حسابكنندگان است .
ثُمَّ رُدُّوا
ردّوا فعل مجهول است يعنى برگردانيده ميشوند و فاعل ردّوا ملائكه كه موكّل قبض روح بودند هستند و اين جمله منافات ندارد كه ارواح پس از مردن تعلق ميگيرد بقالب مثالى كه صور برزخيه باشند كه واسطه بين صور جسمانيه دنيويه و صور جسمانيه اخرويه هستند كه صورت بلاماده باشند و در لسان حكماء تعبير به مثل افلاطونيه ميكنند زيرا در عالم برزخ اين ارواح متعلقه به اين صور سپرده به همان ملائكه قابضين ارواح هستند و اينها دو دستهاند ملائكه رحمت كه ارواح