[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 39 ]
وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا صُمٌّ وَ بُكْمٌ فِي الظُّلُماتِ مَنْ يَشَأِ اللَّهُ يُضْلِلْهُ وَ مَنْ يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ( 39 )
و كسانى كه تكذيب كردند بآيات ما كر و لال هستند در تاريكيها هر كه را خدا بخواهد گمراه مىكند او را و هر كه را بخواهد قرار ميدهد او را به راه راست .
اگر مراد از آيات در
وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا
انبياء باشند تكذيب آنها آنست كه آنها را كذّاب و مفترى و مجنون و ساحر گفتند و اگر مراد معجزات صادره از آنها باشد حمل بسحر كردند و لكن جمع مضاف افاده عموم مىكند جميع آيات را شامل مىشود حتى كسانى كه تكذيب ائمه اطهار عليهم السّلام نمودند شامل مىشود زيرا همه انبياء و اوصياء آنها و معجزات صادره از آنها آيات الهيه هستند حتى ميتوان گفت كه علماء اعلام هم از آيات الهيه بلكه جميع مخلوقات آيات حق هستند
( و فى كلّ شىء له آية * تدلّ على انّه واحد )
و مراد تكذيب جميع آيات نيست بلكه تكذيب يك آية كافيست بلكه مناسبت حكم و موضوع
صُمٌّ وَ بُكْمٌ فِي الظُّلُماتِ
افاده عموم مىكند و مراد صم و بكم قلب و روح است كه حرف حق در قلوب آنها تأثير نميكند و اعتراف به حق نمينمايند بلكه نور قلب از آنها رفته دلها سياه شده ظلمت كفر و معاصى و رذائل اخلاقى قلب آنها را فرا گرفته حقايق را مشاهده نميكنند .
مَنْ يَشَأِ اللَّهُ يُضْلِلْهُ
گذشت كه هيچ فعلى حتى افعال اختياريه عباد در عالم واقع نميشود تا مشيت حق تعلق نگيرد و معناى امر بين امرين جبر و تفويض همين است لذا استناد فعل بعبد داده مىشود چون بحسن اختيار و بسوء اختيار خود عمل مىكند و هم به خدا چون تحت مشيئت حق است و مشيئت حق هم تعلق نميگيرد مگر آنكه بداند كه اين قابل هدايت نيست چون قلب سياه شده و صم و بكم شده و اضلال خدا او را به خود واگذاردن است چنانچه ميفرمايد
وَ نَذَرُهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ
انعام آيه