تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
ساحر و مجنون ميخواندند براى اين جهت بوده خداوند براى تسليت قلب مطهر حضرت دو جهت بيان فرموده يكى جمله
فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ
مفسرين در دست و پا افتادند كه بيك راهى اثبات كنند كه اينها تكذيب پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را نكردند و تمام بر خلاف واقع است و آنچه به نظر ميرسد و آيه بعد هم شاهد بر آنست اينست كه بگوئيم اگر جنابعالى دشمنى داشته باشيد كه ميخواهد بشما اذيتى بكند لكن دستش بشما نميرسد فرزند شما را يا غلام شما را يا يكى از بستگان شما را اذيت كرد شما براى تسليت فرزند يا غلام يا وابسته بشما مىگوييد اين شخص تو را اذيت نكرده بلكه به من اذيت كرده خدا ميفرمايد چون معجزه را سحر ميپندارند تو را ساحر ميگويند و مسئله توحيد را خلاف عقل ناقص خود ميدانند تو را مجنون مينامند چون احكام متقنه را بر خلاف واقع و حقيقت توهم ميكنند تو را كذّاب ميدانند
وَ لكِنَّ الظَّالِمِينَ
كه هم ظلم به خود كردند كه هدايت نشدند و هم ظلم بدين كردند كه باطل را حق و حق را باطل دانستند و هم ظلم بپيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كردند كه آن همه اذيت كردند كه بفرمايد ما اوذى نبى مثل ما اوذيت و هم ظلم بمسلمين كردند كه آنها را در شكنجه و آزار انداختند و هم ظلم بساير كفار كردند كه نگذاشتند بشرف اسلام مشرف شوند
بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ
كه انكار معجزات كردند و حمل بر سحر يعنى علت تكذيب تو انكار معجزه بود كه اگر اعتراف بمعجزات و آيات الهى را داشتند تو را مسلما تصديق ميكردند ، جهت دوم براى تسليت آيه بعد است كه ميفرمايد :

[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 34 ]

وَ لَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلى ما كُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّى أَتاهُمْ نَصْرُنا وَ لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ وَ لَقَدْ جاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ ( 34 ) و هراينه بتحقيق تكذيب شدند رسولانى از قبل از شما پس صبر نمودند آن رسولان