قسم چهارم كافر مقصر كه آخرت براى او بدترين جاها است لذا نبى اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود
( الدنيا سجن المؤمن و جنّة الكافر و الاخرة جنة المؤمن و سجن الكافر )
أَ فَلا تَعْقِلُونَ
سؤال شد از معصوم ( ع ) از عقل فرمود
( العقل ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان )
و مراد از اين عقل نه عقل مقابل جنون است كه رافع تكليف باشد بلكه عقل مقابل جهل است ، و مراد از جهل هم نه جهل مقابل علم است بلكه جهل مقابل عقل كه عبارت از حمق و نكرى و شيطنت است لذا سؤال شد كه معويه پس چه داشت امام ( ع ) فرمود نكرى .
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 33 ]
قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَ لكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ ( 33 )
هراينه ميدانيم اينكه تو را محزون و غمناك نمود قول كسانى كه ميگفتند آنچه را كه نبايد بگويند پس اينها تو را تكذيب نكردند و لكن ظالمين بآيات خدا انكار ميكنند .
قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ
البته خداوند علم او احاطه دارد بجميع امور ظاهريه و باطنيه ، ماضيه و مستقبله غير متناهيست چون عين ذات است و ضمير انّه از براى شأنست و براى تأكيد است ، و حزن بمعنى اندوه و غم است ، و چون نسبتهاى ناروا به حضرت رسالت ميدادند ساحر ، مجنون ، كذّاب ، مفترى و امثال اينها و ميتوان گفت كه حزن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نه فقط براى اين نسبتها كه به او ميدادند بوده بلكه براى اين بوده كه با اين همه معجزات باهرات و حجج واضحات اينها هدايت نميشدند و بطريق باطل خود از كفر و شرك و اخلاق رذيله و اعمال سيّئه باقى بودند ، و تعبير بالّذى كه براى ذوى العقول است با اينكه مناسب بود بفرمايد ما يقولون ، ممكن است چون قول آنها نسبت بصفات و شخصيات حضرت بود كه تو را