كرد ، و اما اگر براى فوت منافع دنيوى باشد مذموم است .
قالَ بِئْسَما خَلَفْتُمُونِي
يعنى بسيار بد مراعات كرديد دستوراتى كه بشما دادم در اين مدت قليل كه من در ميقاتگاه بودم كه حتى از خدا هم برگشتيد و بيك مجسمه گوساله گرويديد من بعدى يعنى بعد از نبودن من ميان شما
أَ عَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ
يعنى تعجيل كرديد در مخالفت اوامر الهى به اين معنى كه مدت زيادى نبود كه از توحيد دست برداريد هنوز كهنه نشده بود دستورات الهى و الطاف ربوبى نسبت بشما كه دشمنان شما را هلاك كرد و اموال آنها و ممالك آنها را تصرف كرديد و از ظلم آنها نجات پيدا كرديد و از غلامى و كنيزى آنها آزاد شديد .
وَ أَلْقَى الْأَلْواحَ
چون الواح بسيار و به زحمت در دست او بود و ميخواست دست رو به آنها دراز كند ناچار الواح را انداخت و دست برد رو بهارون
وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ
گرفت سر برادرش هارون را بلكه از عبارت بعد ظاهر مىشود كه محاسن او را گرفت
يَجُرُّهُ إِلَيْهِ
و رو به خود كشيد .
سؤال - هارون چه تقصيرى داشت .
جواب - موسى ميدانست هارون پيغمبر است و معصوم است و كوچكترين خطايى از او سرنزده لكن براى تنبيه بنى اسرائيل و بزرگى مطلب كه به آنها برساند كه من با اينكه هارون بدون تقصير است چون ميان شما بود و خليفه من بود اول به او پرخواش ميكنم كه ثابت شود بر شما كه كار شما بسيار زشت و قبيح بوده چنانچه خداوند فرداى قيامت از انبياء سؤال مىكند با اينكه ميداند آنها كوچكترين مسامحه در تبليغ نكردهاند
فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ
اعراف آيه 5 .
توضيح كلام - اينكه بنى اسرائيل منكر خدا نشدند و همچنين منكر نبوت