تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
مهار اسب را نگهدارد و چون جبرئيل از شكاف دريا گذشت سامرى مشاهده كرد كه خاك زير پاى ماديان حركت دارد قبضه‌اى از آن خاك برداشت و در شكم عجل ريخت اين صدا از او ظاهر شد .
أَ لَمْ يَرَوْا أَنَّهُ لا يُكَلِّمُهُمْ
يعنى آيا نميديدند كه عجل با آنها تكلم نميكند
وَ لا يَهْدِيهِمْ سَبِيلًا
و آنها را راه‌نمايى نميكند و يك مجسمه بيش نيست چگونه مىشود خدا باشد و معبود گردد مع ذلك با اين مشاهده باز
اتَّخَذُوهُ
او را بالوهيت گرفتند با اينكه براهين عقليه قائم است كه حلول و اتحاد بر ذات اقدس ربوبى محال است
وَ كانُوا ظالِمِينَ
چنانچه نصارا و بسيارى از ارباب ضلال آنها هم قائل بحلول و اتحاد شدند هم به خود ظلم كردند هم به ديگران كه آنها را اغواء كردند و بضلالت انداختند .

[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيه 149 ]

وَ لَمَّا سُقِطَ فِي أَيْدِيهِمْ وَ رَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا قالُوا لَئِنْ لَمْ يَرْحَمْنا رَبُّنا وَ يَغْفِرْ لَنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ ( 149 ) و چون آن گوساله افتاد در دستهاى آنها و در مقابل آنها و ديدند كه محققا آنها گمراه شده‌اند گفتند هراينه اگر خداوند بما رحم نفرمايد و ما را نيامرزد ما از زيان‌كاران ميشويم .
وَ لَمَّا سُقِطَ فِي أَيْدِيهِمْ
سقوط بمعنى از كار افتادن است مىگويى فلان از درجه سلطنت و رياست و امارت و اعتبار افتاد يا اينكه مردم نظرى به او داشتند از نظر آنها افتاد و از اين باب است سقط جنين كه در شكم مادر مرد و از رحم مرده بيرون آمد گوساله را فهميدند كه خدا نبوده و صنعت سامرى و تقلب آن بوده و مراد فى ايديهم يعنى بالعيان مشاهده كردند و در مقابل آنها چنانچه شيطان گفت
لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ