موسى نبودند و انتظار از آمدن موسى را هم داشتند و حضرت هارون هم آنها را اكيدا نهى فرمود و امر باطاعت خود نمود و آنها را آگاه بخطاء و فريب آنها نمود چنانچه در قرآن ميفرمايد
وَ لَقَدْ قالَ لَهُمْ هارُونُ مِنْ قَبْلُ يا قَوْمِ إِنَّما فُتِنْتُمْ بِهِ وَ إِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُونِي وَ أَطِيعُوا أَمْرِي قالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنا مُوسى
طه آيه 92 ، و حضرت هارون ميدانست كه به زودى حضرت موسى ميآيد و اگر با آنها مقاتله كند و دو دسته با هم بجنگند و اختلاف و تفرقه بين آنها بيفتد اصلا اساس دين از بين ميرود چنانچه امير المؤمنين عليه السّلام هم همين ملاحظه را نمود كه اگر دست بقبضه شمشير كند صورت اسلام هم از بين ميرود چنانچه منسوب به آن حضرت است كه همين كلام هارون را مقابل مرقد حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم عرض كرد و صديقه طاهره سلام اللَّه عليها هم اشاره دارد كه بحر العلوم ميگويد در اشعارش ( ابتاه هذا السامرى و عجله تبعا و مال الناس عن هارون ) و از پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم هم روايت شده كه آنچه در امم سابقه واقع شده شبيه آن در اين امت واقع مىشود .
قالَ ابْنَ أُمَّ
تعبير بام با اينكه برادر ابوينى بودند از جهت رقت و محبت و فرونشاندن غضب است
إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي
مرا ضعيف شمردند و اعتنايى نكردند
وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي
ميخواستند مرا بكشند كه خيلى نزديك بود كه اگر بيش از اين آنها تعقيب كرده بودم مرا ميكشتند
فَلا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْداءَ
دشمنهاى ما كه مقصود و منظور شما را نميدانند فقط همين ظاهر را مشاهده ميكنند ميگويند اين دو برادر كه با يكديگر برابر بودند هم ميان آنها تشاجر و تنازع افتاد و مرا شماتت ميكنند .
وَ لا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
شايد اين جمله اشاره باشد بر كار يهود كه گوساله را نسبت ميدهند به حضرت هارون كه او او را درست كرد و بنى اسرائيل را