( من كنت مولاه فعلى مولاه )
حديث غدير ، و حضرت هارون قبل از جعل خلافتش داراى مقام نبوت بود ولى داراى مقام ولايت نبود ولايت مختص بموسى بود و پس از جعل خلافت داراى مقام ولايت و امامت هم شد پس اشكالى كه بعض مفسرين كردند كه هارون داراى مقام نبوت بود چه معنى دارد كه موسى بفرمايد اخلفنى فى قومى بسيار واهى و فاسد است .
وَ أَصْلِحْ
مراد اينست كه اصلاح فرما مفاسد بنى اسرائيل را نه اينكه صالح شو كه بعضى توهم كردند زيرا صالح بود
وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ
اين هم مراد اين نيست كه راه مفسدين را نپيما زيرا مسلما هارون به راه فساد نميرود بلكه اينكه مفسدين را به خود وامگذار و جلوگيرى كن از فساد آنها و شاهد بر اين معنى مؤاخذه حضرت موسى بود كه در چند آيه ديگر ميآيد از هارون كه چرا گذاردى بنى اسرائيل گوساله پرست شوند و حضرت هارون عذر خود را بيان كرد كه گفتم به آنها ميخواستند مرا بكشند .
[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيه 143 ]
وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ ( 143 )
و زمانى كه آمد موسى از براى ميقات ما و پروردگارش با او تكلم فرمود عرض كرد پروردگار من خود را به من بنما تا تو را ببينم خطاب شد هرگز مرا نخواهى ديد و لكن نگاه كن بكوه ببين اگر كوه بجاى خود قرار گرفت پس مرا خواهى ديد پس چون تجلى كرد پروردگارش از براى كوه قرار داد او را ريز ريز