از قول آنها نقل فرموده
إِنَّا نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنا رَبُّنا خَطايانا أَنْ كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ
شعراء آيه 51 .
وَ أُلْقِيَ
يعنى به خاك افتادند السحرة كه اين خود يك دليل محكم است كه سحره با اينكه قواعد سحر در دست آنها بود و علم آن را داشتند فهميدند كه اين معجزه است و از باب سحر نيست چنانچه حكماء معجزات عيسى را فهميدند كه از قواعد طبى خارج است و فصحاء و بلغاء معجزه قرآن را درك زودتر ميكنند و يكى از حكمت تنوع معجزات همين است نسبت بهر عصر و زمانى و نسبت باستعداد هر عصرى و غير اينها از حكم .
ساجدين اين سجده اقرار عمليست كه ما دست از بتپرستى و فرعون پرستى و ساير چيزهايى كه مشركين پرستش ميكنند برداشتيم و خداپرست شديم كه اولين دعوت موسى و جميع انبياء بوده كه توحيد عبادتى باشد و افضل جميع عبادات سجده است چنانچه در قرآن در بسيارى از آيات نهى از سجده بر غير خدا و امر به سجده به خدا فرمود حتى از شمس و قمر و غير اينها .
[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيه 121 ]
قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِينَ ( 121 )
گفتند سحره ايمان آورديم بپروردگار عالمين .
اين كلام اقرار لسانيست كه اولين كلمه اسلاميست كه اقرار بتوحيد باشد قالوا گفتند سحره فرعون و جميع كسانى كه در آن مجمع حاضر بودند و نظر آنها نه فقط اظهار ايمان بود بلكه ارشاد و هدايت بود كه ما حقانيت موسى را درك كرديم شماها هم ايمان بياوريد چنانچه ما
آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِينَ
كه جميع عوالم را ايجاد فرموده و هر موجودى را بحدّ كمال خود رسانيده كه معناى ربّ است يعنى مربّى .