تا بند دست كه در باب تيمّم و در باب سجده لازم است نه تا مرفق و عضد زيرا آنها در كم مستور است نميشود بيرون آورد مگر اينكه آستين را بالا زنند .
بيضاء از ماده بياض و ابيض است بمعنى سفيد لكن در اين مقام مراد نور و روشنايى است كه گفتند نورانيتش اشدّ از نور شمس بوده كه غالب بر نور شمس شد و از شدّت نور نميتوان در آن نگاه كرد چنانچه در چشم خورشيد هم نميتوان نظر نمود للناظرين مراد جلساء مجلس فرعون و اتباع او بودند كه تمام چشمها خيره شد .
[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيه 109 ]
قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِيمٌ ( 109 )
گفتند بزرگان قوم فرعون محققا اين شخص هراينه جادوگريست بسيار دانا .
نظر به اينكه در عصر فرعون سحره و جادوگران بسيار بودند و كارهاى غريب و عجيب ميكردند و قوم فرعون با اينكه فهميدند كه اين عصا و بيضاء معجزه بود و حضرت موسى فرستاده خداوند است چنانچه در حق آنها ميفرمايد
وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ
نمل آيه 13 ، كه اين را كفر جحودى ميگويند مع ذلك
قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ
نظر به اينكه اگر ايمان بياورند اين دستگاه سلطنتى و دربار دولتى و مكنت و رياست و تسلط بر بنى اسرائيل از دست آنها گرفته مىشود گفتند
إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِيمٌ
سحر در شريعت اسلامى بلكه در جميع شرايع از محرمات و معاصى بسيار بزرگ است حتى دارد
( الساحر كالكافر )
( و اخر عهده الى الاسلام )
و اقسام زيادى دارد يك قسمش شعبده و تمويه است كه چيزى را به نظر چيز ديگر مينمايد گفتند كه حضرت موسى عليه السّلام ساحر است ، و يك قسم تفرقه بين زوج و زوجه و احداث ضرر است كه سحره در زمان سليمان شياطين مينمودند و قضاياى هاروت و ماروت ، و شرح و اقسام سحر را در سوره بقره مفصلا بيان كرديم