تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
بِكُلِّ ساحِرٍ عَلِيمٍ
كه در هر شهرى هر چه ساحر دانايى هست بياورند كه گفتند هفتاد نفر بودند و مجموع مجتمعين هشتاد هزار لكن ما مدركى از اخبار بر شماره آنها نداريم و اين مطابق قراردادى بود كه فرعون با حضرت موسى كرده بود چون بموسى گفت
فَاجْعَلْ بَيْنَنا وَ بَيْنَكَ مَوْعِداً لا نُخْلِفُهُ نَحْنُ وَ لا أَنْتَ مَكاناً سُوىً ، قالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ وَ أَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى
طه آيه 60 و 61 ، كه روز عيد آنها بوده كه تمام زينت كرده و آماده باشند آن هم در صحراى صاف زلال كه پستى و بلندى نداشته باشد .

[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيه 113 ]

وَ جاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قالُوا إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبِينَ ( 113 ) و آمدند سحره نزد فرعون گفتند محققا از براى ما اجر و مزدى قرار ميدهى اگر بوده باشيم ما غالبين . از اين آيه بضميمه آيات ديگر استفاده مىشود كه آمدن سحره و اعمال سحر آنها از روى اكراه و اجبار بوده نه ميل و اختيار لذا در صورت غلبه براى اين زحمتها كه ميكشند در اعمال سحر سؤال ميكردند كه بما اجر و مزدى منظور ميدارى
وَ جاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ
اين آمدن سحره غير از آوردن آنها بوده اجبار براى اعمال سحر بلكه براى سؤال از اجر بوده بقرينه قالوا زيرا اگر آوردن آنها نزد فرعون بود تفريع بفاء ميفرمود فقالوا بود
إِنَّ لَنا لَأَجْراً
استفهام است يعنى أ إنّ لنا اجرا و سؤال است نه اخبار كه خبر دهند كه براى ما اجر هست
إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبِينَ
قضيه شرطيه كه اگر غلبه با ما شد چيزى نزد تو داريم مزد دهى مثل اينكه در صورت مغلوبيت مأيوس بودند از اجر و در صورت غالبيت هم مطمئن نبودند لذا سؤال كردند .