توضيح كلام اينكه كذب مراتبى دارد ، كذب اظهار امريست بر خلاف واقع چه در كلام باشد يا در كتابت يا در فعل يا در عقيده . و افترى اخص از كذب است نسبت به غير است كه فلانى همچه گفت و همچه كرد با اينكه او نگفته و نكرده كه قريب المعنى است با تهمت ، و ظلم تارة به غير است . تارة بنفس ، و ظلم به غير هم تارة ظلم ماليست و ظلم نفسى است و ظلم عرضى و ظلم ناموسى و ظلم دينى كه نسبت كفر و ضلالت به غير دادن و غيرهم هر چه اهميت او بيشتر باشد ظلم به او عقوبتش شديدتر ظلم بحيوانات ، ظلم بكفار ، بمؤمن ، بسيّد ، بعالم ، بائمه عليهم السّلام ، بپيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ، به خدا . و كفار و مشركين داراى جميع مراتب كذب و افترى و ظلم هستند و اعلى مراتب كذب و افترى و ظلم نسبت به خدا است چنانچه يهود اين تورات رائج و سائر كتب عهد قديم را نسبت به خدا ميدهند و نصارى اين اناجيل اربعه و ساير كتب عهد جديد را نسبت به او ميدهند
وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها
اعراف آيه 27 ، و همچنين فحشاء و منكراتى كه مرتكب ميشوند ميگويند دستور الهى است
قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ
اعراف آيه 127 لذا ميفرمايد
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً
زيرا هم ظلم بنفس است كه خود را مخلد در آتش نموده و هم ظلم به غير است كه مردم را در ضلالت انداخته ، هم ظلم بدين است هم بپيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است كه بگويد بتوسط آنها است هم اهانت بساحت قدس ربوبيست كه نسبت كذب به خدا داده .
أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ
كه معجزات انبياء را حمل بسحر كرده و انبياء و اوصياء آنها را انكار نموده
إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ
محققا رستگارى و نجات و سعادت نصيب ظالم نميشود حتى عقوبة دنيوى هم به او متوجه مىشود كه ظلم اثر خود را مىبخشد ( الملك يبقى مع الكفر و لا يبقى مع الظلم ) خداوند ظالم ديگرى را بر او مسلّط ميفرمايد اگرچه مورد آيه خاص است لكن اين جمله عام است جمع محلّى بالف و لام افاده عموم ميدهد شامل تمام ظالمين است حتى ظلم بحيوانات