تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
توليد و تناسل بلكه جماع در بهشت فقط التذاذ است لذا دوام دارد بنا بر اين ممكن است بگوئيم عورت آنها در ظاهر بشره نبوده و چون از شجره منهيه خوردند و احتياج بدفع پيدا كردند ظاهر شد چنانچه در برهان ( عن بعض اصحابنا عن ابى عبد اللَّه عليه السّلام فى قول اللَّه فبدت لهما سوآتهما قال سوآتهما لا تبدو لهما فبدت يعنى كانت من داخل ) بلكه ممكن است از كلمه لهما از خود آيه هم استفاده كرد زيرا اگر در ظاهر بشره بود بر خود آنها ظاهر بود بعد از آنى كه لباس بهشتى هم از آنها ريخت احتياج پيدا كردند كه عورت خود را بورقه جنت بپوشانند .
وَ قالَ ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدِينَ
حكمت نهى پروردگار همان بوده كه مورث خروج از بهشت مىشود چنانچه در سوره بقره آيه 34 ميفرمايد
فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فِيهِ
و تقلب و كذب شيطان اين بود كه جهت نهى را يكى از دو چيز گرفته بود يكى آنكه ملك ميشويد و داخل در سقع ملائكه ميگرديد و ديگر آنكه ابد الدهر باقى ميمانيد كه معنى خلود است ، بعضى عامه به اين آيه و به آيه در سوره يوسف
ما هذا بَشَراً إِنْ هذا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ
تمسك كردند بر افضليت ملائكه بر انبياء و اين تمسك باطل است . اما اولا - زنهاى مصرى يوسف را بپيغمبرى و بنبوت نشناخته بودند بلكه بيك غلام كنعانى شناخته بودند و البته ملك در نظر آنها اشرف است و همچنين شيطان كه سالهاى دراز عبادت كرد تا آنكه در آسمان داخل ملائكه شد و خود را از آدم بهتر ميدانست و آدم را بنبوت نشناخته توهم اين ميكرد كه ملك اشرف است و اما آدم و حوى خيال كردند كه داخل ملائكه بودن آنها براى آنها بهتر است . و ثانيا چه دلالتى دارد بر افضليت بعد از آنكه مسجود ملائكه شد و عالم بعلم اسماء و معلّم ملائكه .