بلكه تحقيق كلام اين است كه فرق است بين اين دو مورد ، اما در سوره ص كلمه ان تسجد چون بتأويل مصدر ميرود مفادش ما منعك من سجودك است و معنى واضح است و اما در اين مقام الا تسجد بيان منعك است يعنى سبب اينكه ممنوع شدى و سجده نكردى چيست بقرينه
إِذْ أَمَرْتُكَ
يعنى امرتك بالسجود به اين معنى كه اطاعت امر من واجب سبب مخالفت از امر من و ممنوع شدن از اطاعت من و ارتكاب معصيت به ترك سجود چيست
قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ
عذر بدتر از گناه زيرا اين عذر نه مجرد تكبر بر آدم بود بلكه انكار حكمت الهى كرده و خدا را حكيم ندانسته و ترجيح مرجوح بر راجح داده كه عقلا قبيح است و خدا را فاعل قبيح دانسته و منكر عدل الهى شده لذا كافر شده چنانچه صريحا ميفرمايد
أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ
بقره آيه 32 ، با اينكه استدلال شيطان از وجوهى باطل است صغرا و كبرا ، اما صغرا :
اولا - خيرية نار بر طين ممنوع است جدا زيرا بركات زمين بسيار است محل سكونت جن و انس و جميع طبقات حيوانات است و جميع بركات از زمين خارج مىشود از معادن و نباتات و حبوب از مأكولات و ملبوسات .
و ثانيا مضارّ آن كم است بخلاف نار كه مضار آن بسيار و بركات آن كم .
و اما كبرى - خيرية نار بر طين دليل بر خيريه ابليس بر آدم نيست زيرا مناط خوبى و بدى در مكلف اطاعت و معصيت است ، اخلاق حميده و رذيله ، ايمان و كفر و علم و جهل ، و آدم مطيع و متخلق باخلاق حميده و داراى ايمان و علم و معصوم از معاصى و خطاء بود و ابليس عاصى و متكبر و كافر و جاهل بوده و ندانسته
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ
سوره حجرات آيه 13 ، بعلاوه قياس خيرية نار بر طين بر خير بودن ابليس بر آدم با اينكه قياس مع الفارق است در مذهب شيعه باطل است و بس است بر ابطال آن روايت ابان بن تغلب المروية فى الفرائد عن