تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
عقول و نفوس و مجردات خالى از ماده و صورت هستند و فقط مركب از ماهيت و وجود هستند زيرا از ممكنات هستند و الممكن زوج تركيبى و فقط وجود صرف كه خالى از ماهيت باشد وجود واجب الوجود است كه صرف وجود و محض وجود و بحت وجود است و حدّى از براى وجود او نيست نه اول دارد نه آخر غير متناهى است عدّة و شدّة و مدّة . و اما صورت نوعيه كه تعبير از آن بنوع ميكنند كه انواع را از يكديگر ممتاز مىكند مثل صورت انسانيه نظير فصل مميّز و فرق بين جنس و فصل با ماده و صورت اينست كه جنس و فصل در ذهن وجود پيدا مىكند ولى ماده و صورت در خارج است لذا جنس و فصل بر يكديگر حمل مىشود مىگويى حيوان ناطق و تعبير بلا شرط ميكنند و كلى است و ماده و صورت شخصى و جزئى است و قابل حمل نيست نمىگويى المادة صورة و تعبير ببشرط لا ميكنند . و اما صورت شخصيه كه امتياز افراد را ميدهد از يكديگر كه صورت فرديه تعبير مىشود كه گفتند الشيء ما لم يتشخص لم يوجد و اين صور شخصيه از عوارض است داخل در حقيقت نيست مثل صور جنسيه و فصليه و مراد از صوّرناكم همين صورت شخصيه است كه بآدم افاضه شد .
ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ
همان زمانى كه روح در كالبد آدم دميده شد چنانچه در جاى ديگر ميفرمايد
فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ
ص آيه 72
فَسَجَدُوا
جميع الملائكة كلّهم اجمعين . تنبيه - سجده غير از پرستش است پرستش مختص به خدا است كه تعبير بعبادت مىشود و مسئله توحيد عبادتى كه مفاد كلمه طيّبه شريفه كه تعبير به كلمه اخلاص و كلمه توحيد ميكنند ( لا إله الّا اللَّه ) است و مشركين مثل عبده اصنام و شمس و قمر و گاو و آتش كه سجده به آنها ميكنند بعنوان پرستش و عبوديت است