تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
صورتى كه مستهلك شود در لحم و مرق خوردنش مانعى ندارد . سؤال سوم - در سوره مباركه مائده آيه 4 ميفرمايد
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّيَةُ وَ النَّطِيحَةُ وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ
الاية و در اين آيه منحصر ميفرمايد به چهار اول زيرا در مقام بيان حصر است . جواب - ميته مقابل مذكى است هر حيوانى كه شرائط تذكيه در او مراعات نشود ميته است چه بموت حتف انف باشد يا او را بكشند و شرائط تذكيه قبلا بيان شده كه ذابح بايد مسلم باشد ، رو به قبله ، ذكر بسم اللَّه ، با حديد فرى اوداج اربعه بشود و در غير اين صورت ميته است و او شامل جميع اين اقسام مىشود و در سوره مائده براى توضيح است و آنچه معمول زمان جاهليت بوده . سؤال چهارم - يكى از شرائط تذكيه قابليت تذكيه است و خنزير نيز اصلا قابل تذكيه نيست و لو جميع شرائط در او موجود شود و همچنين بسمله چنانچه ذكر شد شرط است و ما اهل لغير اللَّه چون تسميه ندارد ميته است پس ذكر اين دو لازم نبود همان لفظ ميته كافى بود . جواب - اما ذكر خنزير براى اثبات نجاست ذاتيه او است كه ميفرمايد فانّه رجس كه بمنزله علت است و از اين جهت شامل كلب هم مىشود چون علت معمم است بعلاوه آنچه در جواب سؤال اول ذكر شد ، و اما اهل لغير اللَّه براى اينست كه اين آيه در مقام جواب آيات سابقه بوده كه مشركين ذبح بر اصنام ميكردند بالخصوص ذكر شده پس از اين بيانات تفسير آيه واضح مىشود فقط اشاره ميكنيم
قُلْ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً
اشكال - حكماء گفتند ( عدم الوجدان لا يدل على عدم الوجود ) . جواب - عدم و جدان نبىّ در ما اوحى اليه دليل قطعى است بر عدم وجود .
عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُهُ
يعنى على آكل يأكله در باب اصول گفته‌ايم كه احكام