فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ
در سوره بقره آيه 173 ، تفسير اين جمله بيان شده كه اضطرار يكى از آن تسعه است در حديث رفع
و ما اضطروا اليه
بعلاوه ( الضرورات تبيح المحذورات ) لكن به مقدار اضطرار كه باغى نباشد كه به معناى طاغى و سركش است ، و عادى نباشد كه بمعنى تجاوز از حد است .
فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
متفرد بر مورد اضطرار است بدون بغى و عدوان خداوند ميآمرزد و ترحم ميفرمايد .
اشكال - در مورد اضطرار معصيتى نيست كه مورد غفران باشد .
جواب - خداوند منت گذارده بر بنده كه حكم حرمت را در مورد اضطرار برداشته لذا گفتيم حديث رفع تسعه در مقام امتنان است كه ميفرمايد
( رفع عن امتى تسعة الخبر )
و خداوند را ميرسيد كه در موقع اضطرار هم حكم را باقى بدارد و لو انسان تلف شود و لو كشته شود لكن براى حفظ نفس از راه مغفرت و رحمت و تفضل برداشته چنانچه در بعض موارد مهمه حكم ثابت است ، از امير المؤمنين عليه السّلام كه فرمود اگر شما را مجبور كردند بسبّ بر من سبّ كنيد و اما اگر بر برائت از من است برائت نجوئيد و لو كشته شويد چنانچه ميثم رضى اللَّه عنه چنين كرد
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 146 ]
وَ عَلَى الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَ مِنَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُما إِلاَّ ما حَمَلَتْ ظُهُورُهُما أَوِ الْحَوايا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَ إِنَّا لَصادِقُونَ ( 146 )
و بر كسانى كه يهود هستند يعنى بنى اسرائيل ما حرام كرديم هر حيوان ناخن و پنجه دار را و از گاو و گوسفند حرام كرديم بر آنها پى و چربى آنها را مگر دنبه كه در عقب آنها است يا چربيها كه در اطراف رودهها است در شكم يا چربيها كه اطراف استخوان است كه اينها حرام نبود بر آنها اين حكم را بر آنها جزاء