زكاتيست كه در شرايع سابق بوده چون مسئله صلوة و زكات در جميع شرايع بوده حتى حضرت عيسى عليه السّلام ميفرمايد
وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا
مريم آيه 32 ، كه بغلات اربعه و انعام ثلاثه تعلق ميگيرد لذا ميفرمايد
وَ جَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ
كه غلات باشد و الانعام كه انعام ثلاثه باشد زيرا ساير حيوانات را انعام نميگويند نصيبا كه يك قسمت زكات باشد
فَقالُوا هذا لِلَّهِ
و اين قسمت را بمصارفى كه بزعمهم و خيال خود موجب تقرب به خدا باشد ميرساندند
وَ هذا لِشُرَكائِنا
جمله در تقدير است يعنى و جعلوا لشركائهم ما ذرأ من الحرث و الانعام نصيبا فقالوا هذا لشركائنا ، و ثانيا به اين زعم فاسد خود هم پابرجا نبودند
فَما كانَ لِشُرَكائِهِمْ
آنچه را كه سهم بتها قرار داده بودند بمصارف فاسد خود ميرساندند
فَلا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ
بمصارفى كه براى تقرب به خدا بود مصرف نميكردند اما
وَ ما كانَ لِلَّهِ
و آنچه كه سهم خدا قرار داده بودند بمصارف بتها صرف ميكردند
فَهُوَ يَصِلُ إِلى شُرَكائِهِمْ
بتوهم اينكه مصرف بتها هم موجب تقرب به خدا است چنانچه گفتند
ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى
زمر آيه 4 و اين وجهى كه مفسرين گفتند كه آنها چون ميگفتند كه خدا غنى است احتياج ندارد و بتها فقير هستند درست نيست زيرا اولا اين عقيده نكوهش ندارد و مذموم نيست و آيه در مقام نكوهش آنها است و ثانيا مصرف در راه خدايى مربوط بغنى و فقر نيست نسبت به خدا بلكه اين آيه نظير آيه شريفه است كه ميفرمايد
أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى
نجم آيه 21 و 22 ، كه ملائكه را دختران خدا ميدانستند به اينكه اولا خدا لم يلد و لم يولد است و بر فرض محال اگر ملائكه اولاد خدا هستند چرا پسر نباشند و دختر باشند شما پسر داشته باشيد خدا دختر
ساءَ ما يَحْكُمُونَ
بسيار بد حكمى است و بد قسمتى .