اسباب اطاعت بيشترى مىشود و اينست معناى توفيق .
2 - آنكه مكرر گفتهايم كه افعال اختياريه عبد هم نسبت بعبد داده مىشود و هم به خداوند كه معنى امر بين الامرين است و معنى اختيار كه نه جبر باشد و نه تفويض ، بعد از بيان اين دو مقدمه بپردازيم بتفسير :
فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ
اگر مؤمن صالح است مثوبت عمل او و ايمان او يكى اينست كه توفيق به او عنايت ميفرمائيم بزيادتى معرفت و اعمال صالحه كه مفاد
وَ زِدْناهُمْ هُدىً
است كهف آيه 12 ، و اگر غير مؤمن باشد لكن در مقام تحصيل حق باشد مثوبت همين در مقام بودن آنست كه اسباب هدايت براى او مهيّا مىشود كه مفاد
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا
است عنكبوت آيه 69 ، و اگر كافر است لكن يك عمل خيرى از او صادر شده اجر اين عمل توفيق بتشرف اسلام است چنانچه حكايات در اين باب بسيار است .
يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ
شرح بمعنى باز شدن است چنانچه شروحى كه علماء بر متون نوشتهاند مطالب آنها را توضيح ميدهند و مطالب سربسته را باز ميكنند و علم تشريح در باب طبّ دقائق اغطاء بدن را كشف ميكنند ، و صدر كه بمعنى قلب است و مراد آن روح مجرد و آن لطيفه ربانى و آن جوهر ملكوتى است توسعه پيدا مىكند براى قبولى اسلام و زيادتى معرفت و اتيان باعمال صالحه كه كلمه للاسلام شامل همه اينها مىشود .
وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ
كه معنى خذلان و عقوبت آن اعماليست غير از كفر كه داشته مثل عناد و عصبيت يا ظلم و تعدى بنبىّ يا مسلمين يا ارتكاب فحشاء و منكرات
يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً
ضيق بمعنى تنگ و حرج بمعنى سربسته كانّه دربهاى قلب بسته شده و قساوت او را فروگرفته و نور اسلام و معرفت در او تابش نميكند و توفيق از او سلب مىشود لكن نه به نحوى كه قدرت بر ايمان نداشته