دوازده امامى نباشد يا منكر بعض ضروريات دين يا مذهب باشد مرده است و اين اطلاق در بسيارى از آيات شده مثل
إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى
نمل آيه 82 ، و آيه شريفه
لِيُنْذِرَ مَنْ كانَ حَيًّا
يس آيه 7 ، و غير اينها از آيات و در اشعار منسوبه بامير المؤمنين عليه السّلام است
( الناس موتى و اهل العلم احياء )
( على الهدى لمن استهدى ادلّاء )
پس مفاد آيه كسانى كه از دين خارج بودند مرده بودند ببركت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و قرآن و علماء متدين شدند مصداق
أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ
هستند و سياهى قرآن ميتا بتخفيف است و قرائت بتشديد هم شده و لكن مكرر گفتهايم معتبر همان سياهى است و قرائت بر خلاف سياهى اجتهاد قرّاء است مدرك خبرى ندارند .
وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً
در بعض اخبار تفسير به امام شده و در بعضى بولايت و در بعضى بامير المؤمنين عليه السّلام و مكرر گفتهايم كه اين نوع تفاسير بيان مصداق اتمّ است منافى با اطلاق و عموم آيه ندارد و مراد از نور نور علم است چنانچه گفتند
( العلم نور يقذفه اللَّه فى قلب من يشاء )
توضيح الكلام اينكه مؤمن بعد از آنى كه بشرف ايمان مشرف شد و حيات ايمانى به او افاضه شد و از موت كفر و ضلالت نجات يافت احتياج شديد دارد كه از ظلمت جهل نجات يابد و بنور علم طريق سعادت را پيدا كند و در آن طريق مشى كند و تحصيل نور علم منوط بوجود عالم است كه به او تعليم نمايد و در درجه اول وجود مقدس نبوى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است كه فرمود
( انا مدينة العلم )
و نائل شدن به اين مدينه ممكن نيست مگر بپيروى از على عليه السّلام و اولاد طاهرين او كه فرمود
( و على بابها )
و در اخبار داريم فرمودند
( نحن ابواب الهدى و العروة الوثقى )
و پيروى از اين خاندان منوط بتشرف خدمت علماء اعلام در هر عصر و زمانيست چنانچه از امير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه فرمود
( طلب العلم اوجب عليكم من طلب المال )
تا آنجايى كه جهات اوجبتر را بيان ميفرمايد كه علم را خداوند در خزينه كه قلوب علماء است قرار داده و كليد