تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤

[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 123 ]

وَ كَذلِكَ جَعَلْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكابِرَ مُجْرِمِيها لِيَمْكُرُوا فِيها وَ ما يَمْكُرُونَ إِلاَّ بِأَنْفُسِهِمْ وَ ما يَشْعُرُونَ ( 123 ) و همين نحو قرار داديم در هر آبادى بزرگان مجرمين آن آبادى را تا اينكه مكر كنند سايرين آبادى را ولى مكر نميكنند مگر بنفوس خود ولى نميفهمند كه با خود مكر ميكنند . در هر شهرستان و آباديها يك دسته رؤساء و بزرگانى دارد كه ساير اهل شهر و ده تابع آنها هستند و اين رؤساء براى حفظ مقام رياست خود جلوگيرى ميكنند سايرين را كه در مقام تحقيق برنيايند و نروند خدمت پيغمبر ( ص ) و ائمه عليهم السّلام و علماء تا هدايت شوند و بهزار حيله و تزوير اينها را فريب ميدهند و بكفر و ضلالت آنها را سوق ميدهند و غافل از اينكه اينها علاوه از عقوبات كفر و ظلم و شرك و طغيان و معاصى خود عقوبات سايرين هم بر آنها بار مىشود هم عقوبت ضلالت را دارند هم عقوبت اضلال زيرا سه قسم فاعل داريم : فاعل بالمباشرة و بالتسبيب و بالرضا و لذا مىگوييم عقوبت اولين و آخرين الى يوم القيمة حمل بر شيخين مىشود چون فعل آنها منشأ تمام فسادهائيست كه روى زمين واقع شده و مىشود ، اگر گذارده بودند حق بر مسند خود قرار گيرد روى زمين را عدل و داد پر كرده بود لذا ميفرمايد
وَ كَذلِكَ جَعَلْنا
مكرر گفته‌ئيم كه تقدير و قضاء الهى منافى با سوء اختيار عبد و صحت عقوبت نيست در دعاء كميل ميخوانى ( اجريت علىّ حكما اتبعت فيه هوى نفسى و لم احترس فيه من تزيين عدوّى فغرنى بما اهوى و اسعده على ذلك القضاء الدعاء ) لذا نسبت جعل را به خدا ميدهد كه بقضاء و تقدير چنين بوده .
فِي كُلِّ قَرْيَةٍ
قرية در قرآن محل اجتماع جمع كثيريست اعم از شهرستانها و دهات اطراف هر چه بزرگ باشد مثل لندن يا كوچك باشد مثل قصبه .