پس ممكن است كه قرآن هم بر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نازل فرمايد و اگر آن را هم انكار كردند
قُلِ اللَّهُ
تو بفرما كه خداوند نازل فرمود و قادر هست بر اينكه بر من هم نازل فرمايد و اگر فرمايش تو را هم قبول نكردند و نپذيرفتند
ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ
پس با اينها ديگر تكلم مفرما و آنها را به خود واگذار كن كه فروروند در گفتار زشت خود و ببازىگرى مشغول باشند تا بچشند عذاب سخت الهى را چنانچه امروز هم بسيارى از ابناء و بنات نوع مخصوصا محصلين و محصلات آنها كه هيچگونه مطلب را از علماء نمىپذيرند ( بگذار تا بميرد در عين خود پرستى ) چنانچه ميفرمايد
ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ
حجر آيه 3 .
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 92 ]
وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ ( 92 )
و اين قرآن كتابيست كه ما نازل كرديم آن را با بركت تصديق كننده است آنچه پيش از آن بوده و براى اينكه انذار فرمايد امّ القراء كه مكه باشد و آنچه در اطراف آنست و كسانى كه ايمان بآخرت آوردهاند ايمان به اين قرآن هم دارند و آنها محافظت از نمازهاى خود هم ميكنند .
وَ هذا كِتابٌ
وجه اطلاق كتاب بر قرآن را در اول سوره بقره
الم ذلِكَ الْكِتابُ
بيان شد و ذكر اسامى قرآن را نموديم و نكته تعبير بذلك در بقره و تعبير بهذا در اينجا اينست كه هذا اشاره بقريب است و ذلك اشاره بمتوسط و ذلك اشاره ببعيد است در سوره بقره چون فرمود
لا رَيْبَ فِيهِ
با اينكه كفار و مشركين شاك در او بودند اثبات عدم ربب محتاج بعمق و تفكر و القاء عصبيت و عناد و به حكم