و به كلى معجزه را منكر هستند مثل بسيارى كه وجود حضرت بقية اللَّه را چون بر خلاف طبيعت است و تكلم مورچه و هدهد و ناقه صالح و شق القمر و ثعبان شدن عصاى موسى ( ع ) و احياء عيسى ( ع ) و طهارت حضرت زهراء سلام اللَّه عليها از آلودگى به حيض و نفاس حتى تسبيح جمادات و ذكر حيوانات و امثال اينها را منكر بلكه وجود جن و ملك را هم منكرند و ما وراى عادت و طبيعت را قبول ندارند و براى فريب عوام يك توجيهات بارده و حمل بر معانى بعيده ميكنند لذا قرآن را منكر و ميگويند از جانب خدا نازل نشده مخصوصا يهود عنود اينها خدا را قادر نميدانند بر انزال كتاب
إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ
چنانچه يزيد عليه اللعنة هم اين دعوى را نمود و از دهان نحسش گفت ( لعبت هاشم بالملك فلا خبر جاء و لا وحى نزل ) به آنها بفرما كى نازل فرمود كتاب تورات موسى را كه خود معترفيد
قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتابَ الَّذِي
يعنى تورات
جاءَ بِهِ مُوسى
كه حضرت موسى پس از رفتن و عزلت از آنها چهل روز و شما گوسالهپرست شديد و امتحان خود را داديد و حال آنكه آن كتاب
نُوراً وَ هُدىً لِلنَّاسِ
روشنايى قلب از ظلمت شرك و كفر و هدايت بشر از ضلالت جهل و حماقت بوده و نميتوانيد انكار كنيد چون خود شماها
تَجْعَلُونَهُ قَراطِيسَ
نوشتههايى باسم اسفار تورات
تُبْدُونَها
اظهار ميكنيد و بجميع لغات ترجمه ميكنيد و منتشر نمودهايد با اينكه بسيارى از مطالب آن را تحريف نموده و بسيارى از حقايق آن را مخفى نموده
وَ تُخْفُونَ كَثِيراً
مخصوصا بشارات بوجود مبارك پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را
وَ عُلِّمْتُمْ ما لَمْ تَعْلَمُوا
فاعل علّمتم ممكن است اللَّه باشد كه از او تعليم يافتيد و ممكن است كتاب باشد كه بشما آموخت
ما لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَ لا آباؤُكُمْ
چيزهايى كه نه شما خبر داشتيد و نه پدران شما اطلاع داشتند از عقائد و اخلاق و اعمال صالحه و ترك افعال قبيحه اگر اعتراف كردند كه خداوند تورات را بر موسى نازل فرمود