تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
و روايت صفار از حضرت صادق عليه السّلام و روايت ابى بصير از آن حضرت و روايت كلبى از امير المؤمنين عليه السّلام در سؤالات جاثليق و روايت اختصاص مفيد رحمه اللَّه و غير اينها كه بسيار مفصل است ، از خود اين آيات و جملات مذكوره آن تفسير ميكنيم بعون اللَّه تبارك و تعالى پس مىگوييم :
فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ
فاء تفريع است متفرع بر آيه قبل
وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ
الاية يعنى پس از آنى كه ابراهيم مشاهده نمود ملكوت سماوات و ارض را و باعلى مراتب يقين رسيد و با اين مرتبه جا دارد كه قائل بربوبيت كوكب و ماه و خورشيد شود لذا مىگوييم آن حضرت در مقام دعوت بتوحيد بوده چنانچه اولين دعوت انبياء اينست و ميزان دعوت اينست كه اولا فرض مىكند عقيده خصم را سپس فساد آن را بيان مىكند و ابطال ميفرمايد ، در اول شب كه تاريكى عالم را فرا گرفت و ستاره‌ها ظاهر شد و ستاره زهره از همه روشن‌تر بوديد يك دسته به طرف زهره توجه كرده و به او سجده ميكنند و ميپرستند
رَأى كَوْكَباً
آن ستاره را ديد و به او اشاره كرده و توجه بعبده ستاره كه اينست پروردگار من
قالَ هذا رَبِّي
و چون پاسى از شب گذشت و ستاره غروب كرد براى آنها بطلان و فساد عقيده آنها را از روى منطق و برهان ثابت نمود كه افول دليل بر حدوث و مسبوق بعدم و محتاج بموجد است لياقت ربوبيت ندارد .
فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ
و به اين جمله بطلان جميع مذاهب مشركين را بيان ميفرمايد زيرا الافلين جمع محلّى بالف و لام شامل جميع آفلين مىشود بلكه نصّ در شمول است زيرا لسان آبى از تخصيص است ، و مراد از لا احبّ همان برائت و بيزارى است كه بعدا ذكر ميفرمايد زيرا چيزى را كه قابل الوهيت نيست و لياقت خدايى ندارد و مورد پسند نيست البته از او بيزار است .
فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً
ظاهرا در اواخر شهر بوده كه ماه در اوقات سحر