اولين مرتبه نبوده كه ستاره و ماه و خورشيد را مشاهده كرده باشد مكرر در مكرر طلوع و غروب آنها را ديده و افول آنها را ميدانسته ، و نيز از شواهد بزرگ كلمه تشركون است زيرا اگر خود معتقد بوده و پس از افول فساد اين عقيده را درك كرده بايد بگويد انّى برىء مما اشرك .
إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ
مراد توجه قلبى است كه وجه قلب رو به خدا باشد يعنى مؤثر در عالم را او بداند و بس كه گفتند ( لا مؤثّر فى الوجود الّا اللَّه ) و تمام مقهور اراده او و منوط بمشيئت او هستند
لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
خالق و رازق و محيى و مميت و موجد و مبقى تمام او است و بس خداوند يكتاى بىهمتا حنيفا دين حق كه از همه شوائب و اوهام و عيوب و نواقص پاك و طبق حق و حقيقت است
وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ
نه شرك ذاتى نه صفاتى نه افعالى نه عبادتى نه نظرى
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 80 ]
وَ حاجَّهُ قَوْمُهُ قالَ أَ تُحاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَ قَدْ هَدانِ وَ لا أَخافُ ما تُشْرِكُونَ بِهِ إِلاَّ أَنْ يَشاءَ رَبِّي شَيْئاً وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ ( 80 )
و محاجه نمودند قوم ابراهيم با ابراهيم فرمود آيا با من محاجه ميكنيد درباره خداوند و حال آنكه مرا هدايت فرموده و نميترسم از خدايان شما كه شريك خدا قرار دادهايد مگر آنكه پروردگار من بخواهد چيزى را علم پروردگار من سعه دارد هر چيزى را آيا يادآور نميشويد .
وَ حاجَّهُ قَوْمُهُ
حاجّ از باب مفاعله طرفينى است يعنى يكديگر اقامه حجت ميكنند بر طرف و حجة بمعنى دليل و برهان است بر اثبات مطلب خود و بطلان مطلب طرف به ترتيب مقدمات براى اخذ نتيجه از راه فكر و تأمل چنانچه