و گفتند اطلاق صلوة بر مسجد مانعى ندارد چنانچه در آيه شريفه است
لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ
الاية حج آيه 40 ، لكن اين كلام فاسد است زيرا در آيه حج بعد از ذكر ( صلوات ) ( مساجد ) ذكر فرموده ، و اگر مراد از صلوات ، مساجد باشد تكرار لازم ميآيد بلكه عطف دليل بر مغايرت است ، پس مراد نمازها است و هدم نماز از بين بردن آنست . و اما قرينه ( عابرى سبيل ) هم تمام نيست چنانچه بيانش در مقام سوم بيايد ، پس مراد نفس نماز است .
( مقام دوم )
بعضى گفتند مراد از ( سكارى ) سكر نوم است ، اينهم تمام نيست زيرا اگر سكر نوم باشد بايد نهى را حمل بر كراهت نمود و اين خلاف ظاهر بلكه نص آيه است صدرا و ذيلا ، پس مراد سكر خمر است و در حال مستى نماز باطل است .
و بعضى توهم كردند كه اين آيه دلالت بر جواز شرب خمر مىكند و لذا ملتزم بنسخ شدند به آيه
إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ
الاية و اين هم باطل است اولا هيچ دلالتى بر جواز شرب ندارد بلكه منع صلوة است در حال سكر و ثانيا حرمت شرب خمر در تمام شرايع بوده چيزى نيست كه در زمانى حلال بشود سپس حرام گردد و سكر خود يكى از احداث است چنانچه در عروة الوثقى ميفرمايد ( الخامس كلما ازال العقل مثل الاغماء و السكر و الجنون و دون مثل البهت ) . و اما ساير احداث : 1 - بول 2 - غائط 3 - ريح با صدا و بىصدا 4 - نوم 5 - استحاضه قليله 6 - احداث كبار مثل : جنابت ، حيض ، نفاس ، مس ميت على الاحوط و بالجمله هر چه موجب غسل مىشود حتى استحاضه متوسطه و كثيره ناقض وضوء است و لو موجب وضوء نشود مثل جنابت .
( مقام سوم )
در كلمه
وَ لا جُنُباً إِلَّا عابِرِي سَبِيلٍ
( وَ لا جُنُباً )
عطف به (
أَنْتُمْ سُكارى )
است