كَيْفَ يَفْتَرُونَ
افترى دروغ بستن به غير است و اينها در تزكيه خود افتراء بستند ( على اللَّه ) كه خدا ما را دوست دارد و ببهشت ميبرد و عذاب نميكند چنانچه گفتند
نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ
مائده آيه 18 ،
لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى
بقره آيه 111 ،
لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُودَةً
بقره آيه 80 ، و غير اينها .
( الكذب ) در مفهوم افترى كذب اخذ شده زيرا دروغ بستن است احتياج بذكر لفظ الكذب نداريم لكن اين لفظ در مقام تأكيد است و تسجيل كه اين افتراء توهم نشود كه حقيقت دارد بلكه كذب محض و محض كذب است .
وَ كَفى بِهِ إِثْماً مُبِيناً
سه جهت دارد كه موجب گناه بزرگ است :
1 - كذب . 2 - افتراء . 3 - على اللَّه .
اما اول
الكذب شر من الشراب
از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام .
و عن النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم
لعنه سبعون الف ملك و خرج من قلبه نتن حتى تبلغ العرش و كتب اللَّه عليه بتلك الكذبة سبعين زنية اهونها مع امه
و غير ذلك از اخبار كه در جامع السعادات صفحه 362 روايت كرده .
و اما الثانى - افترى علاوه از عقوبت كذب معاصى بسيارى در بر دارد از حيث تهمت و ايذاء و ظلم و هتك و امثال اينها و بالجمله جنبه حق الناسى هم دارد و نيز فرق كذب با افترى اينست كه كذب حرمت اقتضايى دارد گاهى مىشود به جهت مصالحى جايز گردد و اما افترى حرمت ذاتى دارد .
و اما الثالث - افتراى به خداوند اشد مراتب افتراء است حتى مبطل صوم است و لفظ ( كذب ) بفتح كاف و كسر ذال بمعنى بسيار دروغگو است يعنى هر دروغگويى مفترى نيست كسانى كه بسيار دروغگو هستند مفترى هستند
وَ كَفى بِهِ إِثْماً مُبِيناً