اين آيه شريفه راجع بقضيه شخصيه است و كيفيت غزوه احد كه ابتداء خداوند نصرت بخشيد مؤمنين را بر مشركين و آنها فرار كردند و مؤمنين مجاهدين مشغول ضبط غنائم شدند و اصحاب عبد اللَّه بن جبير كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرموده بود كه در عقبه ساخلو باشند و گردنه را از دست ندهند اختلاف و منازعه بين آنها واقع شد ، يك دسته گفتند ديگر جنگ خاتمه پيدا كرد و ما از غنائم محروم ميشويم گردنه را خالى كردند و بطمع غنائم رفتند اينها كسانى بودند كه مقصودشان دنيا بود .
و يك دسته كه عبد اللَّه ابن جبير و قليلى از اصحابش بودند گفتند پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم امر فرموده كه ما گردنه را خالى نگذاريم همانجا ماندند ، مشركين ديدند گردنه خالى شد از آنجا دو مرتبه حمله كردند و اين بقيه كه باقى مانده بودند كشتند و حمله بمسلمين نموده و قريب هفتاد نفر از مسلمين را كشتند و مسلمانان ترسيدند و خبر دروغى كشته شدن پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را باور كردند و فرار نمودند .
و اين امتحان بزرگى بود كه آنهايى كه ثابت ماندند تا كشته شدند و يا مشركين را منهزم نمودند كه مقصودشان آخرت بود و فيض بشهادت و حفظ دين ، سپس خداوند كسانى را كه معصيت كردند و بطمع غنائم گردنه را خالى كردند و كسانى كه فرار نمودند آنها را عفو فرمود و تفضّل نمود .
وَ لَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ
صدق و كذب از صفات خبر است ، و وعد از مقوله انشاء ، و مراد از صدق وعد وفاء بوعد است و از كذب وعد تخلّف از آن است ، در حق اسمعيل عليه السّلام ميفرمايد
إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ
مريم آيه 64 و وفاء بوعد يكى از صفات حميده است و افعال حسنه و در آيات و اخبار مدح بسيارى از او شده و البته خداوند بوعده خود عمل ميفرمايد و خلف وعده نميفرمايد چون قبيح است و محال است از او سر بزند
إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ