ميدهند بالاخره بايد بگويند كه توسط انبياء كه خداوند فرستاده دستور شرك بر ما نازل شده ، و همچه نبيى و همچه دستورى خداوند نفرستاده و نازل نفرموده بلكه تمام دعوت بتوحيد ميفرمودند و اين افتراء محض است نسبت بمقام مقدس انبياء چنانچه نصارى موضوع تثليث را نسبت بعيسى عليه السّلام ميدهند ، و يهود نسبت بموسى و هارون و داود و سليمان ميدهند ، مجوس نسبت بزردشت ، و اين شرك ظلم عظيم است چنانچه در سوره لقمان آيه 13 ميفرمايد
يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ
و در اخبار دارد كه شرك ظلميست كه خداوند نميآمرزد چنانچه صريحا در قرآن است
إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ
الايه نساء آيه 48 . و مراد اينست كه اگر با حال شرك از دنيا رفت و الّا اگر توبه كند و موحّد شود مسلّما آمرزيده مىشود چنانچه اكثر مؤمنين بانبياء قبل از بعثت انبياء مشرك بودند ، و از جزء آخر اين آيه شريفه كه ميفرمايد
وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ
استفاده مىشود كه غير از شرك ساير معاصى و لو بىتوبه از دنيا برود قابل آمرزش است و اين اعظم آيات رجاء است و در اخبار هم اشاره دارد ، و ممكن است بلكه بضرورت مذهب ثابت شده و در اخبار و زيارات هم تصريح شده كه غير مؤمن قابل آمرزش نيست و تمام در حكم مشرك هستند بلكه مشرك هستند ببعض معانى .
وَ مَأْواهُمُ النَّارُ
مأوى و مثوى قريب المعنى است و بمعنى جايگاه است و بهر دو در آيه اشاره فرموده كه فرمود مأواى آنها آتش است سپس ميفرمايد :
وَ بِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ
و مراد از اين ظلم ظاهرا همان شرك است و ما فى حكم الشرك ، و اما ظلم بنفس كه معصيت باشد يا ظلم به غير قابل آمرزش هست اگر با ايمان از دنيا برود ان قلت - ظلم به غير تا مظلوم راضى نشود اگر آمرزيده شود ظلم بمظلوم مىشود