بىهوده از لهو و لعب و لغويات تا از تحصيل علم و كمال و عبادت آنها را باز دارند و غير اينها از حيلهها و تزويرها كه طرق شيطانيست و تمام اينها صدّ عن سبيل اللَّه است و اين هم دو قسم است : تارة از روى جهالت است كه حقانيت اسلام بر آنها معلوم نشده از روى تقصير يا قصور ، و اخرى با علم بحقانيت اسلام از روى عناد و عصبيت است كه اغلب رؤساى اهل ضلالت از اين جهت است لذا خطاب ميفرمايد باهل كتاب .
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ
كه آنها معجزات را مشاهده كردهاند و بشارات را در كتب خود ديدهاند .
لِمَ تَصُدُّونَ
صدّ بمعنى منع و جلوگيرى است
عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
سبيل اللَّه راه حق است كه عبارت از دين اسلام است
إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ
آل عمران آيه 17
وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ
آل عمران آيه 79 .
من آمن اهل ايمان را كه مسلمين باشند و اين جمله مفعول تصدّون است .
تَبْغُونَها عِوَجاً
ابتغاء بمعنى طلب نمودن چيزى از غير است چنانچه در آيه دارد
ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ
بقره آيه 203 .
( عوج ) بمعنى كج است و اينجا مراد راه كج و معوج است و راه كج بسيار است كه تعبير بسبل شيطان شده
وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ
انعام آيه 153 ، و راه حق يك راه است كه صراط مستقيم است .
وَ أَنْتُمْ شُهَداءُ
ظاهرا اشاره بيهود است كه در مدينه قبل از بعثت خبر ميدادند و بشارت باهل مدينه كه پيغمبرى به اين اوصاف در مكه در اين زمان ظاهر مىشود و هجرت بمدينه ميفرمايد و در كتب ما خبر داده شده و خيال ميكردند كه او از بنى اسرائيل باشد چون ديدند از بنى اسمعيل است از روى حسد و عداوت و عصبيت و لجاج انكار كردند و آيه و لو در اين مورد باشد منافات با عموم ندارد .