و نه وصىّ پيغمبر قابل نزول وحى و نزول ملائكه بر او بود پس استيحاشى ندارد كه بگوئيم ملائكه بر حضرت فاطمه سلام اللَّه عليها نازل ميشدند و وحى براى او ميآوردند و صحيفه فاطميّه عدل قرآن و از ودايع امامت در نزد ائمّه عليهم السلام است و در او اسامى تمام شيعيان و مطالب ديگر ثبت است چنانچه مستفاد از اخبار مسلّمه نزد شيعه است .
يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ
برگزيده خدا كسى است كه داراى مقام عصمت باشد مثل انبياء و اوصياء انبياء و همين جمله دلالت دارد بر اينكه مريم عليها سلام داراى مقام عصمت بوده .
وَ طَهَّرَكِ
طهارت مطلقه عبارت از طهارت ظاهريّه از كسافات و نجاسات مثل حيض و نفاس و طهارت باطنيّه از معاصى و اخلاق رذيله و طهارت معنويّه از توجّه به غير خدا است ، و حضرت مريم داراى جميع اين مراتب بود چنانچه آيه شريفه تطهير در شأن اهل بيت مفادش همين است .
وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِينَ
اين تكرار نيست بلكه يك امتياز خاصّى است كه خصيصه مريم است كه احدى از زنهاى عالم از اول دنيا كه حضرت حوّى باشد تا انقراض عالم اين خصيصه را ندارند كه بدون فحل و شوهر بچه بيارد .
و بيان اين جمله براى اينست كه ديگر زنى نتواند همچه دعوايى بكند و بهانه بدست بياورد ، و اگر نبود قرآن كه دامن مريم را پاك گرداند نميتوانستيم در حقّ او بگوئيم چنانچه يهود نسبتهاى ناروايى به او دادند حتّى نصارى كه در حقّ مريم و عيسى غلوّ كردند زيرا بار اين نرفتند كه عيسى عليه السّلام بى پدر به دنيا آمده باشد و چون پدرى بر او نيافتند گفتند پسر خدا است و اين حرف قطع نظر از اينكه شرك و كفر و قول بتثليث است مستلزم اين است كه خدا را جسم بدانند و براى او مكان فرض كنند و حلول قائل شوند و اين نوع مزخرفات از آنها بعيد نيست زيرا كه در تورية رائج و اناجيل