( جمله رابعه )
اشكال - موضوع امر بمعروف و نهى از منكر يكى از شرائط آن اينست كه خوف ضرر بر آمر و ناهى نباشد كه اگر خوف باشد واجب نيست بلكه حرام است چه رسد بخوف قتل .
جواب - اولا معلوم نيست كه آمر بمعروف و ناهى از منكر خوف داشته باشند و احتمال تأثير هم ميدادند سپس گرفتار قتل شدند .
و ثانيا اين شرط در همه جا نيست بلكه در موضوع حفظ بيضه اسلام و احتمال زوال دين واجب است و لو منجرّ بقتل شود مثل موضوع جهاد و دفاع از تهاجم كفر و ثالثا ممكن است مورد آيه اين باشد كه آمرين بقسط براى جلوگيرى از قتل انبياء بوده كه حفظ نبىّ واجب است و لو بكشته شدن و عمل اصحاب امام حسين عليه و عليهم السلام از همين باب بوده كه براى حفظ امام جانبازى ميكردند و الّا لشگر كربلا با آنها كارى نداشتند اگر دست از يارى ابى عبد اللَّه عليه السّلام برميداشتند .
( جمله خامسه )
سؤال - بشارت عبارت از وعده ثواب است مقابل انذار كه توعيد بر عذاب است و اينجا مناسب اين بود كه بفرمايد فانذرهم به عذاب اليم .
جواب - اين بشارت از باب استعاره است قريب بسرزنش و بقول عوام سركوفت چنانچه شما اگر كسى را ديديد عمل قبيحى و حرامى از او سرزد و دوچار نكبتش شد به او مىگويى چشمت روشن ديدى چه شد ، نه بمعنى حقيقى بشارت باشد و اين بشارت از هزار انذار تهديدش بيشتر و توعيدش شديدتر و تخويفش زيادتر است .