تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
مدرهمه و اين معنى اقرب است از تفسير بمضاعفه يا تأكيد مثل نسيا منسيّا .
مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ
ذكر ذهب و فضّه از باب مثال يا اغلبيّت باشد و الّا جواهرات و اسكناسات و چك‌ها و ساير اموالى كه قابل ذخيره است و امروزه معمول است شامل است .
وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ
اسب‌هاى نشان‌دار چون اسبهاى قيمتى را بخصوص اسبهاى نجيب عربى را داغ و نشان ميگذاشتند بلكه بعضى از آنها قباله داشتند كه از چه نژادى هستند .
وَ الْأَنْعامِ
كه عبارت از شتر و گاو و گوسفند است و امروز يك كسب رواجى است و مثل آنها طيور است .
وَ الْحَرْثِ
كه عبارت از كشاورزى است ، و مخفى نماند آنكه اين مذكورات در آيه شريفه از باب مثال است و الّا جميع زخارف دنيوى و جميع انواع شهوترانى از رياست و لذائذ نفسانى مثل شرب خمر ، استماع ساز و آواز و ساير لهويّات از همين باب است .
ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا
متاع اسباب و وسائل زندگانى دنيوى است و اطراف و خوش گذرانى و كيف و التذاذات نفسانى است .
وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ
مآب محل بازگشت كه عبارت از بهشت باشد كه در او جميع لذائذ روحى و جسمى است
فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ
زخرف آيه 71 ، بلكه در او است ما لا عين رأت و لا اذن سمعت و ما خطر على قلب بشر كه در بسيارى از اخبار است . امّا لذائذ روحى قرب بمقام ربوبى و مشمول عنايات الهى و حشر با انبياء و صدّيقين و شهداء و صالحين و بودن دار خلود و هميشگى و خشنودى پروردگار و دخول ملائكه با تحف و هدايا و التذاذ از دارا بودن معارف الهى و علوم دينى