اولى در انسان صاحب عقل و شعور عمل صالح است يعنى عاقل بايد بر طبق آنچه صلاح دنيا و آخرت او است عمل نمايد و فعل معاصى و شرور بر خلاف مقتضى اولى است يا بواسطه غلبه شهوت است يا اخلاق سيّئه يا اغواء شيطان كانّه بر او شهوت و غضب و شيطان چيره مىشود و او را وادار به معصيت مىكند .
رَبَّنا
دعاء است يا بتعليم الهى كانّه ميفرمايد قولوا ربنا يا دعاء پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در شب معراج قال يا دعاء مؤمنين قالوا ربنا .
لا تُؤاخِذْنا
مؤاخذه از اخذ بمعنى گرفتن در مقابل طلاق بمعنى رهايى ، و مراد اخذ باعمال است چه عقوبت باشد و چه مورد عتاب و خطاب و چه انحطاط درجه و تنزّل رتبه .
إِنْ نَسِينا
نسيان بمعنى فراموشى است و اين دو قسم است : يك قسم غير اختيارى است مثل مرضى كه عارض مىشود يا پيش آمدهاى ديگر كه مورث نسيان مىشود بدون اختيار اين قسم قطعا مؤاخذه ندارد بلكه قبيح است مؤاخذه بر آن زيرا از تحت قدرت خارج است بلى يك آثار وضعيّه داشته باشد مثل اينكه موجب ضمان بشود اگر اتلاف مال غير باشد يا ديه اگر جرم و قتل باشد يا موجب اعاده صلوة يا قضاء آن يا موجب سجده سهو و امثال اينها مانعى ندارد .
و يك قسم مقدّمات اختيارى دارد مثل مسامحه در ضبط و تحفّظ و عدم اهميّت به آن اين مسلّما قابل مؤاخذه است و بسا امم سابقه هم مورد مؤاخذه واقع ميشدند لكن خداوند تفضّلا از باب امتنان از اين امّت مرحومه بر داشته چنانچه مفاد حديث رفع هم همين است كه فرمود
( رفع عن امّتى تسعة السهو و النسيان الحديث )
و بيانش گذشت و مراد در اين آيه شريفه اين قسم است .
أَوْ أَخْطَأْنا
خطاء بمعنى اشتباه است و اين هم اقسامى دارد : يك قسم شبه عمد است مثل قتل موسى عليه السّلام قبطى را كه غرض فقط ضرب بود قتل واقع شده ، يا