در تفسير خود بعد از نقل كلام مفسرين ميگويد « و زعم ابو جعفر محمد بن على الباقر انّه عام و هو الاقوى » و بعضى از مفسرين گفتند مختص بمؤمنين است و بعضى گفتند آيه عام است ولى به آيه سيف و بحديث نبوى «
قاتلوهم حتى تقولوا لا إله الا اللَّه او تقروا بالجزية
» منسوخ شده و قريب همين روايتى از حضرت صادق « ع » نقل كردهاند و بعضى گفتند بعموم خود باقى است و با آيات قتال منافاتى ندارد چنانچه در آيه ديگر ميفرمايد
ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ
« 1 » و نيز ميفرمايد
وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ
« 2 » و تحقيق كلام اينست كه موضوع احسان و تفضل و انعام و نحو اينها حسن آنها منوط و مشروط بقابليت محل است و در محل غير قابل علاوه بر اينكه حسن ندارد قبيح هم هست چنانچه رحمت الهيه به همين جهت شامل اهل عذاب نميشود و كافر مادامى كه رجاء هدايت در او هست احسان و محبت و نحو اينها نسبت به او مطلوب و پسنديده است ولى هر گاه قابل هدايت نباشد بلكه مانند عضو فاسدى در اجتماع بشريت باشد كه موجب فساد ساير اعضاء شود نه تنها احسان و تفضل به آن ممدوح نيست بلكه بسا قطع آن لازم و ضرورى است و احسان او اضرار بجامعه بشريت است .
ترحم بر پلنگ تيز دندان * ستمكارى بود بر گوسفندان
و دفع و قلع آنها علاوه بر اينكه احسان بجامعه است احسان به خود آنها نيز هست زيرا هر چه در دنيا بمانند معصيت آنها زياد ميگردد و بالنتيجه عذاب قيامت آنها سختتر و شديدتر خواهد بود .
هامش
( 1 ) - سوره النحل آيه 126
( 2 ) - سورة الانعام آيه 108