وى سر نزند و بالجمله اطاعت آنها را بر خود فرض و لازم بداند حتى در مستحبات و مباحات و مخالفت آنان را حرام بداند مگر در واجبات عينى و محرمات شرعى و اين مسئله داراى فروع زيادى است كه محل بحث آن در فقه است .
جمله سوم
وَ ذِي الْقُرْبى
و اين كلمه عطف به
بِالْوالِدَيْنِ
است يعنى و ذى القربى احسانا و مراد از ذى القربى ارحام و خويشاوندانند و ارحام عبارتند از اولاد و اولاد اولاد هر چه پائين بيايد ، و اجداد هر چه بالا رود چه از طرف پدر و چه از طرف مادر و جدّات به همين نحو ، و اعمام و عمات و اخوال و خالات و اولاد آنها ، و اخوان و اخوات و اولاد آنها و بالجمله طبقات ثلاثه ارث را كه بواسطه قرابت ارث مىبرند شامل مىشود و مراد از احسان بذى القربى همان صله رحم است كه در ذيل آيه شريفه
وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ
« 1 » بيان آن گذشت و در اينجا چند جمله را متذكر ميشويم :
1 - ذى القرباى پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه محبت آنها واجب و مزد رسالت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و از لوازم ايمان است بنصّ اخبار وارده از خود آن حضرت و ائمه طاهرين ، امير المؤمنين و صديقه طاهره و يازده فرزندان معصومين او هستند چنانچه مراد از آل و اهل بيت و عترت نيز آنانند .
2 - اگر ذى القربى و رحم انسان كافر و معاند يا مخالف باشد احسان به آنها چه صورت دارد ؟
بعضى از مفسرين گفتند اين آيه مخصوص اهل ايمان است و بعضى گفتند عامّ است نسبت بمؤمن و كافر و بعضى گفتند اگر چه آيه عام است ولى عموم آن به آيه سيف نسخ شده و همين كلام درباره والدين نيز جارى است ، و توضيح اين قسمت در جمله
وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً
بيان خواهد شد انشاء اللَّه .
هامش
( 1 ) - مجلد اول ص 485