باطن خود را ظاهر ساخته و بگويد
إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدِي
« 1 » 2 - شكر عملى به اين معنى كه هر نعمتى را براى آن غرضى كه خداوند عنايت فرموده صرف كند .
3 - شكر لسانى كه به زبان اظهار امتنان و قدردانى نمايد .
4 - شكر جوارحى به اين معنى كه خدا را عبادت و پرستش كند ، نماز و روزه و ساير فرائض و مستحبات را بجاى آورد مخصوصا سجده شكر كند كه در اخبار فضيلت بسيار براى آن ذكر شده و در پنج مورد مستحبّ شمرده شده :
در مورد افاضه نعمت و رفع بلا و تذكر نعم سابقه و دفع بليّات سابقه و در مورد موفقيت بعبادت ، و تفصيل شكر در ذيل آيه شريفه :
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
گذشت « 2 »
إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ
مفاد اين قضيه شرطيه اين نيست كه اگر او را عبادت نميكنيد شكر او هم لازم نيست بلكه اين شرط از باب ترغيب و تحريص مؤمنين بشكر گزارى خداست يعنى شما كه به خدا و منعم حقيقى خودتان ايمان آوردهايد و تنها او را پرستش ميكنيد لازمه اين ايمان شما اينست كه شكر گزار او باشيد و از مثل شما انتظار نميرود كه كفران نعمت كنيد ، اما كفار و مشركين اگر شكر گزارى نميكنند براى اينست كه اولا بخداى ايمان نياورده و او را منعم حقيقى نميدانند و ثانيا غير خدا را مؤثر دانسته و پرستش ميكنند و ثالثا بر فرض شكر گزارى كنند براى آنها فائدهء ندارد زيرا لازمه قبول عبادت و شكر حق ايمان به او است .
هامش
( 1 ) - سورة القصص آيه 77
( 2 ) - مجلد اول ص 97