براى اينست كه علماء اهل كتاب را منظور داشته زيرا آنان حق بر ايشان ثابت شده و باز كتمان ميكنند ولى عوام آنها كه خبر از كتاب ندارند انكار آنها از روى جهل است و مؤيد اين وجه جمله
وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
است ، و يا براى اينست كه بعضى از اهل كتاب ايمان آورده و بعد از آنكه حق بر ايشان روشن شد كتمان نمودند .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 147 ]
الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ( 147 )
( حق از جانب پروردگار تو است پس از شك كنندگان مباش ) ميزان حق و باطل همين است ، آنچه از جانب پروردگار باشد حق است زيرا از روى حكمت و مصلحت و بمقتضاى عدل است و آنچه از روى هوى و هوس و القاء شياطين و قياس و استحسان باشد باطل است و طريق تشخيص آن آيات قرآن و اخبارى كه بطور قطع از پيغمبر و ائمه اطهار صادر شده و براهين عقليه قطعيّه مىباشد .
و البته پس از آنكه بيكى از اين طريق سه گانه ثابت شد كه از جانب پروردگار است ديگر جاى شك در آن نيست اگر چه پى بحكمت و مصلحت آن نبرد و يا مطابق نظريه او نباشد زيرا اجتهاد مقابل نصّ غلط است .
و خطاب در آيه اگر چه متوجه بنبى اكرم است لكن مقصود امّت است زيرا ساحت قدس نبى و مقام عصمت او مانع از شك است چنانچه اكثر خطابهاى قرآن از اين قبيل است .