« ودّ » بمعنى تمنى است و
كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ
را بعضى از مفسرين يحيى ابن اخطب و برادرش ابى ياسر و يا بكعب بن اشرف ، و بعضى به دو نفر ديگر از يهود تعبير نمودهاند ولى صدق كثير بر اينها درست نيايد مگر باعتبار مرءوسين و همدستان آنها ، و كلمه لو در
لَوْ يَرُدُّونَكُمْ
گفتند مصدريه و بجاى ان است زيرا چنانچه از نحاة نقل شده لو بعد از ودّ و يود مصدريه و بدل ان است ولى در جايى كه مدخول آن بعيد الحصول و يا ممتنع فى نفسه ، يا ممتنع بحسب عادت باشد مانند همين مورد و بسيارى از آيات ديگر ، و كفارا مفعول دوم يردونكم مىباشد و حسدا مفعول له براى ودّ است يعنى اين آرزو از روى حسديست كه نسبت بشما دارند و اين حسد يا نسبت بنبى اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است براى آنكه ديدند مردم به او گرويدند و قدرت و سلطنت بر يهود پيدا نمود از اينجهت آرزو ميكردند كه مسلمين از دور او متفرق شوند و اين قدرت و سلطنت از او سلب شود و يا براى اين بود كه چرا نبوت از ميان آنها خارج شد و يا نسبت بمسلمين بود كه مورد عنايات و الطاف و نصرت حق واقع شده و بعزت و شرافت و عظمت و قدرت رسيدند و يهود مقهور و ذليل و خوار گرديدند ، و حسد بمعنى اراده زوال نعمت از محسود است اعم از اينكه حاسد اين نعمت را براى خود بخواهد يا نخواهد و اين از صفات بسيار بد است و آيات و اخبار در ذمّ آن بسيار است كه بشمهء از آنها در مجلد اول اين كتاب صفحه 338 اشاره نموديم و آنچه از مجموع آنها استفاده مىشود شخص حسود معترض به خدا و مخالف با قضاء و منكر عدل الهى است و انعام او را بر خلاف حكمت و مصلحت ميداند و حسود نه تنها ضررى بمحسود خود نميتواند برساند بلكه هميشه مغموم و محزون بوده و خودش خودش را مىخورد و موجب ارتفاع درجات و ازدياد حسنات محسود و حبط و از بين رفتن عبادت و حسنات خود مىشود .