تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
و نسخ گاهى نسبت بوجود شيئى منسوخ است و گاهى نسبت ببعض خصوصيات آن ، مثلا نسخ نسبت بشريعتى معنايش اينست كه مدت آن شريعت بانتهاء رسيده و زمان شريعت لاحق فرا ميرسد و لازم نيست كه همه احكام آن شريعت سابق نسخ شود بلكه بعضى احكام آن كه بحسب استعداد مردم و زمان مصلحت در تغيير آن است تبديل مىشود . بنا بر اين اگر پيغمبرى يا شريعتى يا كتابى و يا وصيّى مدتش منقضى شد خداوند نبىّ ديگر يا شريعت و كتاب و وصى ديگرى ميگمارد تا حجّت بر بندگان تمام شود . و از اين آيه ميتوان بقاء وجود حضرت بقية اللَّه را استفاده نمود زيرا بنصّ قرآن دين اسلام تا قيامت باقى است و بنصّ اخبار وارده از رسول اكرم ص اوصياء او منحصر به دوازده نفرند و يازده نفر از آنها در دنيا رحلت نموده لذا لازم است وصى دوازدهم باقى باشد و اگر نه جمله
نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها
صادق نيايد . مطلب ديگر اينكه در اخبار وارد شده كه قرآن مشتمل است بر ناسخ و منسوخ ، و مراد از نسخ آيات قرآن نه اينست كه آيه به كلى از بين برود و حتى قرائت و تلاوت آن منسوخ گردد چنانچه بعضى از مفسرين توهم كرده‌اند بلكه مراد نسخ حكم مستفاد از آيه است در حالى كه آيه در جاى خود از نظر قرآنيت و فصاحت و بلاغت و تلاوت و ساير خصوصيات باقى است .
أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
خطاب به پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و استفهام تقريرى است يعنى البته ميدانى كه خدا بر هر چيزى قادر و تواناست چنانچه در مقام استشهاد بشاهدت مىگويى مگر نشنيدى فلانى چه گفت يا نديدى
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 140 | السيد عبد الحسين الطيب