مناسب آيد ، چنانكه گويى حروف را كوچك و بىارزش ندان كه از هريك صد هزار فايدهء معنوى براى انسان حاصل است و همهء اينها در يك لغت است و در لغت ديگر همين كثرت است و شمارهء لغات همچنين دو ميليون و ششصد هزار است از يك زبان و كذا و مبدأ همهء اين لغات و زبانها و معارف ، عرش الهى است و عرش الهى در بعض اخبار علم حقّ است تعالى . « 1 »
مؤلف : كعب الاحبار گفت : چون خداى تعالى عرش بيافريد ، فرشتگان گفتند :
همانا مهتر از عرش آفريدهاى نتواند بودن . خداى تعالى مارى بيافريد تا خويشتن را گرد عرش حلقه كرد .
علّامه شعرانى : اگر عرش كنايه از علم باشد - چنانكه در بعضى روايات آمده است - مار كنايه از هيبت الهى است و عظمت آن ، تا آفريدگان بدانند كسى را به كنه علم او راه نيست . « 2 »
مؤلف : و هريكى را از حاملان عرش چهار روى است : يكى بر صورت آدمى و يكى بر صورت گاو و يكى بر شير و يكى بر صورت كركس . به هر رويى روزى آن كس مىخواهند كه بر صورت ايشان است .
علّامه شعرانى : يعنى كركس براى همهء مرغان كه به صورت كركسند نه براى نوع كركس . و آنكه به صورت شير است براى همهء درندگان . و آنكه به صورت گاو است براى حيوان غير درنده . و اگر گويى : خزندگان را كه تكفّل مىكند ، گوييم : و اللّه اعلم .
آنها نيز يا مظهر لطفند يا مظهر قهر و بر حكما پوشيده نيست كه فيض الهى مطابق حكمت بالغهء وى به واسطهء فرشتگان به هركس مىرسد و چون وسايط الهى همه كار بر وفق مصلحت و تقدير كردهاند ، آن وسايط را عقل ناميدند و عدّهء آنها على التحقيق به شماره نمىآيد . و اگر عقول ملائكه تكفّل امر حيوان نكنند ، فكر و شعور حيوانات
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 9 ، ص 432 .
( 2 ) . همان ، ص 433 .