مالدوست و مادّى بودند ، براى حفظ مال خود قباحت عهدشكنى را نمىفهميدند ، چنانكه امروز هم مشاهده مىكنيم ملاحده و مادّيّين پاىبند عهد و پيمان نيستند و مراعات اصول و قوانين و عهدها را كه به ضرر آنها باشد ، از خرافات مىدانند و اصول حقوق بينالملل را كه بىمراعات آنها زندگى بشر ميسّر نيست ، لازم نمىشمارند و جز به قوّه و زور اعتماد ندارند .
بنى قريظه با پيغمبر و مسلمانان پيمان صلح و عدم تجاوز بسته بودند و چون مصلحت خود را در شكستن آن ديدند ، شكستند و دشمن را به خود راه دادند و جنگ احزاب برپا كردند و مجازات آنها غير قتل و اسارت نبود . مشركان عرب با آن همه توحّش و جاهليّت عهد نمىشكستند و اگر قومى با قومى پيمان مىبست ، در جنگ يارى كند ، همپيمان خود را به چنگ دشمن رها نمىكردند و خود نمىگريختند ، تا چه رسد به آنكه با دشمن يار شوند و همپيمان خود را بكشند . بارى ، اين كشتن براى اكراه در دين نبود ، بلكه براى آن بود كه عهدشكن و بىاعتنا به اصول و قوانين بين امم بايد از زمين برافتد تا اطمينان به زندگى حاصل شود . « 1 »
وَ أَرْضاً لَمْ تَطَؤُها
. « 2 »
مؤلف : أي و أورثكم أرضا لم تطؤها بأقدامكم بعد و سيفتحها اللّه عليكم .
علّامه شعرانى : و استدلّ بذلك على أنّ الأراضي المفتوحة عنوة ملك لعامّة المسلمين . و اعترض الجصّاص « 3 » بأنّ الآية تحتمل الظفر و الغلبة على الأراضي دون ملك اليد و هو خلاف الظاهر . نعم ، الملك على أنواع و ملك عامّة المسلمين بتلك الأراضى نوع خاصّ لا ينافى ثبوت الملك للأشخاص تبعا لآثار العمارة و الأولوية بسابقة اليد ، نظير ما يقال : السلطان مالك لجميع بلاده مع أنّ كلّ واحد من الأراضي
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 9 ، ص 144 .
( 2 ) . احزاب ( 33 ) آيهء 27 .
( 3 ) . جصّاص ، احكام القرآن ، ج 3 ، ص 393 .